X
تبلیغات
زیارت عاشورا - زیارت عاشورا
فواید خواندن زیارت عاشورا , شهدای کربلا , اعمال ماه محرم , علت اهمیت زیارت عاشورا و فواید آن چیست؟

فواید خواندن زیارت عاشورا

داستانهاى شگفت انگيز از زيارت عاشورا

گامى به سوى شناخت امام حسين عليه السلام

زندگینامه امام حسین علیه السلام

دریافت فایل (دانلود)

علت اهمیت زیارت عاشورا و فواید آن چیست؟

حدیث از امام حسین (ع)

القاب امام حسین (ع)

اعمال ماه محرم

عاشورا از کلام معصومین

تاریخچه و جغرافیای کربلا

شهدای کربلا


برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, امام حسین, ع, شهدای کربلا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت  | 

سند و فضيلت زيارت عاشورازيارت عاشورا اگرچه به حسب ظاهر از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام نقل شده ؛ زيرا صفوان كه از ياران امام باقر و امام صادق عليهماالسلام است مى گويد: ((من در روز عاشورا در خدمت امام باقر عليه السلام بودم كه اين زيارت را قرائت فرمودند)).
همچنين مى گويد: ((
امام صادق عليه السلام پس از زيارت اميرالمؤ منين عليه السلام به طرف كربلا اشاره كردند و اين زيارت را قرائت كردند)).
اما در واقع اين زيارت از ناحيه خود خداوند متعال نازل شده و از احاديث قدسى است ؛ چون شيخ عباس قمى در مفاتيح الجنان از امام صادق عليه السلام نقل مى كند كه : ((
آن حضرت از پدر بزرگوارش و ايشان از اجداد طاهرينش و آنان از پيامبر اكرم و آن حضرت از جبرئيل و جبرئيل از خداوند متعال نقل مى كنند كه حضرت احديّت به ذات مقدس خود قسم خورده كه هر كس امام حسين عليه السلام را با اين زيارت ، از دور يا نزديك زيارت كند، زيارت او را مى پذيرم و خواهش و حاجت او را برآورده مى كنم و فوز به بهشت و آزادى از جهنم را به او عطا مى كنم و شفاعت او را در حق هر كس كه بخواهد قبول مى نمايم )).
سپس امام صادق عليه السلام به صفوان مى گويد: ((
هر گاه حاجتى پيدا كردى اين زيارت را بخوان كه بر آورده خواهد شد)).
همچنين در بحارالانوار از علقمة بن محمد حضرمى از امام باقر عليه السلام حديثى را نقل كرده كه مضمونش چنين است كه حضرت فرمود: ((
هر كس امام حسين عليه السلام را با اين زيارت (زيارت عاشورا) زيارت كند خداوند متعال صد هزار هزار درجه به او بدهد و مثل كسى باشد كه با امام حسين عليه السلام شهيد شده باشد و از آن روزى كه امام حسين عليه السلام شهيد شده و هر پيغمبر و رسولى و هر كس كه آن حضرت را زيارت كرده خداوند ثواب همه آنها را در نامه اعمال او بنويسد)).
همانگونه كه در بحث خداشناسى ، اول بايد انسان ظرف وجودى اش را از همه آلودگى ها پاك كند و با گفتن ((لا اله )) نفى الوهيت از همه خدايان دروغين و طواقيت بنمايد آنگاه با گفتن ((الا اللّه )) تسليم در مقابل حضرت احديت شود.
در زيارت عاشورا نيز همين مسأ له حاكم است و به قول عرفا و حكما، اول بايد تخليه صورت گيرد سپس تحليه انجام شود؛ يعنى براى اينكه انسان ملبّس به لباس مقدس تولاّ و تبرّا شود و شيعه و پيرو بودن خود را به اثبات برساند اول بايد از دشمنان حضرات معصومين تبرّى بجويد و ظرف وجودى اش را پاك سازد تا خودش را آماده كند براى تقديم سلام به حضور مقدس امام حسين و اولاد و اصحاب آن حضرت .
روى اين حساب است كه در زيارت عاشورا دستور داده شده كه اول بايد دشمنان و ظالمان و ستمگران به خاندان عصمت و طهارت را لعن و نفرين كرد بعد خدمت امام حسين عليه السلام سلام داد. اما براى اينكه انسان كاملاً دشمنى خود را نسبت به دشمنان اهل بيت و امام حسين عليه السلام و دوستى خود را نسبت به خاندان پيامبر اكرم مخصوصاً حضرت اباعبداللّه الحسين برساند بايد اول صد مرتبه لعن و نفرين كند بعد صد مرتبه سلام و درود و تحيت . كه منقول است خيلى از بزرگان و مراجع و عرفا، زيارت عاشورا را با صد بار لعن و سلام مى خواندند از جمله نقل شده كه امام خمينى رحمه الله عليه چنين زيارت مى كردند.
همچنين حضرت آية اللّه العظمى بهجت مى گويد: ((
شيخ انصارى زيارت عاشورا با صد لعن و سلام مى خواندند)).
بنابراين ، زيارت عاشورا محكى است كه شيعيان و دوستان اهل بيت را به منصّه ظهور و بروز مى رساند و به همين جهت است كه دشمنان خاندان نبوت و رسالت ، مخصوصاً وهّابيها، در كربلا و نجف و عتبات عاليات و مكه و مدينه از به همراه بردن و خواندن مفاتيح مخالفت مى كنند كه عمده مخالفتشان به خاطر زيارت عاشورا است .
چند تذكر در مورد زيارت عاشورا
1 اگر قرائت صد بار لعن و سلام در هنگام زيارت عاشورا باعث عسر و حرج و يا سبب نخواندن زيارت عاشورا شود اگر چنانچه بعد از هر بخش از لعن ها و سلام ها بگويد: ((تسعاً و تسعين مرّه ))
ان شاء اللّه ثواب زيارت كامل را خواهد داشت .
2 در مفاتيح الجنان چند جمله در حاشيه زيارت عاشورا آمده يعنى : ((و بالبرائة ممّن قاتلك و نصب لك الحرب و بالبرائة ممن اسّس اساس الظلم و الجور عليكم و ابرء الى اللّه و الى رسوله ))
.
چون در خيلى از كتب ادعيه معتبره اين جملات جزء زيارت عاشورا آمده لذا خواندن اين جملات الزامى است .
3 يكى از ويژگى هاى زيارت عاشورا علاوه بر ثواب عظيم اخروى كه ذكر گرديد باعث بر آورده شدن حاجتهاى لاعلاج است ، شاهدش هم داستانهايى است كه در وبلاگ آمده ؛ بدين سبب سفارش ‍ مى شود هر كس براى هر حاجتى كه متوسل به اين زيارت شريف مى شود 40 روز مرتب آن را قرائت نمايد و افضل اوقات آن نيز بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب است .
4 بعد از خواندن زيارت عاشورا حتماً دو ركعت نماز زيارت امام حسين عليه السلام را بخواند كه همانند نماز صبح مى باشد.
5 بعد از زيارت عاشورا و دو ركعت نماز، دعاى علقمه حضرمى را نيز بخواند كه در مفاتيح الجنان با نام ((
دعاى بعد از زيارت عاشورا)) آمده است .
6 اگر كسى بتواند زيارت عاشورا را روزى دو بار بخواند خيلى خوب است ؛ يعنى يكبار اول شب و يا آخر روز و يك بار هم اول صبح و قبل از طلوع آفتاب ؛ زيرا از عارف بزرگ و جمال العارفين حضرت آية اللّه سيد على آقا قاضى تبريزى منقول است كه بعد از ارتحالشان كسى ايشان را در عالم رؤ يا ديد و سؤ ال كرد: چه عملى در آنجا از همه مهمتر است ؟ مى فرمايد: ((
زيارت عاشورا. بعد مى گويد: من پشيمانم كه چرا روزى يكبار زيارت عاشورا را قرائت كردم و دوبار نخواندم )).
و امّا فضيلت تربت سيّدالشّهداء عليه السلام
در فضيلت تربت سيدالشهداء همين بس كه در روايت آمده كه : ((
خاك كربلا از چهار فرسخ تا چهار فرسخ از خاك بهشت است و در روز قيامت ضميمه بهشت خواهد شد)).
شاهد اين روايت هم قضيه اى است كه بين يكى از منجمين غربى و يك عالم شيعى اتفاق افتاده كه منجم مزبور ادعا مى كرده كه هر كس هر چه سؤ ال كند او جواب مى دهد؛ عالم شيعى ، قطعه اى از تربت سيدالشهدا را در داخل دست خود مى گيرد و مى گويد: اين چيست ؟ منجم مزبور پس از لحظاتى تأ مل رنگ چهره اش متغير مى شود و مى گويد: من مى دانم داخل دستت چيست آن قسمتى از خاك بهشت است اما متحيّرم از اينكه چگونه در دست تو قرار گرفته ! و بعد از اينكه مى فهمد تربت فرزند پيامبر اسلام است مسلمان مى شود.
قضيه ديگرى كه من خود از نزديك شاهد آن بودم اين است كه : حدود 20 سال پيش در روستاى ما به نام ((
روستاى دستجرد قاقزان )) از توابع استان قزوين كه رودخانه نسبتاً بزرگى از دروازه روستا مى گذرد و در ايام بارندگى از آنجا سيل جارى مى شود، روزى سيل مهيب و زيادى آمد، جورى كه مردم همه به وحشت افتادند و هر لحظه هم مقدار و شدّت سيل بيشتر و وحتشتناك تر كى شد و عنقريب بود كه سيل وارد كوچه ها و خانه ها گردد و تلفات و خسارات سنگينى را به بار آورد. در اين هنگام به ذهن فرد يا افرادى خطور كرد كه اگر مقدارى تربت سيدالشهدا بريزند سيل فروكش مى كند، همين كار را كردند به فاصله خيلى كم سيل مقدارى فروكش كرد و هر لحظه كمتر و كمتر شد تا جايى كه ديگر خطر رفع شد و مردم از اضطراب و وحشت و نگرانى بيرون آمدند.
از اين قبيل قضايا در عظمت تربت سيدالشهدا الى ماشاءاللّه است كه ما بخشى از اين داستانها را در وبلاگ حاضر آورده ايم .
بنابراين ، كسانى كه تربت به همراه دارند حالا چه براى تبرّك و چه براى نماز - بايد احترام آن را نگه دارند. حتى كسانى كه به زيارت كربلا و عتبات عاليات مشرّف مى شوند (ان شاء اللّه خداوند به همه آرزومندان قسمت كند) بايد احترام آنجا را نگه دارند و بدانند كه در زمين بهشت دارند قدم بر مى دارند.
از مقدس اردبيلى نقل شده كه وقتى به كربلا مشرّف مى شد به دستشوييهاى آنجا نمى رفت بلكه به نوعى از انواع در بيرون چهارفرسخى تخلّى مى كرد.
با اينكه خوردن خاك حرام است اما خوردن مقدار كمى از تربت امام حسين عليه السلام نه تنها حرام نيست بلكه سفارش به خوردنش شده و دواى هر دردى است ، چنانچه امام صادق عليه السلام فرموده :
((
ما مريضهايمان را با تربت شفا مى دهيم )).
البته اگر ما از تربت استفاده كرديم و دردمان دوا نشد به تربت بى اعتقاد نشويم ؛ چون امام صادق عليه السلام فرموده :
((
وقتى تربت را از كربلا مى برند جن خودشان را به تربت مى مالند و اثر آن را مى برند لذا فرموده وقتى تربت را مى بريد زياد نام خدا را بر آن بخوانيد تا سالم بماند)) و تربت سالم محال است اثر نكند.
سؤ ال :
در اينجا سؤ ال مشتركى مطرح مى شود و آن اينكه : چرا خداوند در زيارت و تربت امام حسين عليه السلام اين همه ثواب و فضيلت قرار داده كه در دنيا اين همه فوايد دارند و دواى هر دردى هستند و در آخرت هم داراى آن همه ثواب مى باشند كه زيارت عاشورا از همه زيارتها بالاتر است و تربت امام حسين هم از همه تربت ها حتى خاك كعبه و حرم پيغمبر بالاتر است ؟!
جواب :
در اينجا يك جواب نقضى مى دهيم و يك جواب حلّى :
اما جواب نقضى : همانطور كه خداوند در بعضى از گياهان ، اثر شفا بخشى قرار داده و در بعضى قرار نداده چه اشكال دارد كه در زيارت و خاك و تربت هم همين كار را كرده باشد، يعنى در تربت و زيارت سيدالشهدا اين اثر را قرار داده باشد اما در غير آنها نه حتى در خاك خانه خودش .
اما جواب حلى : و علت اينكه چرا فقط در زيارت و تربت سيّدالشّهدا چنين اثرى را قرار داده و لا غير بخاطر اين است كه مصيبت امام حسين از همه مصيبتها اعظم بوده حتى على عليه السلام كه اول مظلوم عالم است و حضرت صديقه طاهره كه اول مظلومه عالم است مصيبتشان در مقابل مصيبت امام حسين كوچك است ؛ زيرا وقتى حضرت امام حسن مجتبى مسموم گرديده بود و امام حسين عليه السلام بالاى سر آن حضرت گريان بود امام حسن خطاب به امام حسين عليه السلام فرمود: ((
حسين جان ! چرا گريان هستى هيچ مصيبتى به مصيبت تو نمى رسد)) و جمله معروف ((لا يوم كيومك يا اباعبداللّه )) را امام حسن عليه السلام در همين جريان فرمودند.
عظمت حادثه كربلا
و در تاريخ است كه : ((
وقتى حضرت آدم عليه السلام بخاطر ترك اولى از بهشت رانده شد و در زمين قرار گرفت بعد از حدود 200 سال گريه و ناله و اشك و آه ، خداوند متعال خواست به آدم ترحّم كند، تابلويى را در جلو چشمش قرار داد و فرمود: خداوند را با اين اسامى مقدس بخوان . و آن ، اسامى پنج تن آل عبا بود حضرت آدم خداوند را كه به آن اسامى مقدس مى خواند به اسم امام حسين عليه السلام كه رسيد حالش منقلب شد و اشك از ديدگانش جارى شد، به خداوند عرض كرد: خدايا! چه سرّى است اسم پنجمى را كه بر زبان راندم اشكم جارى شد؟
خداوند فرمود: اى آدم ! به آسمان نگاه كن . نگاه كرد ديد آسمان همه اش دود و بخار است . عرضه داشت : پروردگارا! اين چيست من مى بينم ؟
خداوند فرمود: اين عطش و تشنگى حسين است و مصيبت تشنگى از همه مصيبتها بالاتر است . او فرزند آخرين پيامبر يعنى محمّد مصطفى است كه امت جدّش آب را به روى او و اطفالش مى بندند و او را تشنه شهيد مى كنند.
و در تاريخ كربلا هست كه در روز عاشورا زبان مبارك امام حسين عليه السلام مانند چوب خشك شده بود و به لبهاى مباركش كه مى خورد زخم مى كرد. آرى دشمنان امام حسين حتى به طفل شيرخواره هم رحم نكردند، على اصغر مانند ماهى از آب بيرون افتاده لبان كوچكش را از تشنگى باز و بسته مى كرد اما دشمن قسىّ القلب به جاى آب ، تير سه شعبه داد. و پيكر پاك اباعبداللّه الحسين عليه السلام را پس از شهادت در زير پاى سمّ اسبان لگدكوب كردند و خيمه ها را آتش زدند و سرهاى مطهر شهدا را روى نيزه ها زدند و با اسرا آنگونه رفتار كردند.
لعنة اللّه على القوم الظالمين .
بنابراين ، هيچ استبعادى ندارد كه خداوند بخاطر اين مصيبت عظمى كه امام حسين و اهلبيت و فرزندان و ياران و اصحاب آن حضرت ديدند چنين اثرى را در زيارت عاشورا و تربت سيّدالشهدا قرار دهد كه حتى از مرگ قطعى هم شفا دهند و چيزهاى محيّرالعقول را به وجود بياورند.
اللهم ارزقنا زيارة الحسين عليه السلام و اولاده و اصحابه فى الدنيا و شفاعتهم فى الا خرة و اجعلنا من شيعتهم .
اللهم ارنى الطلعة الرشيدة و العزّة الحميدة و اكحل ناظرى بنظرة منى اليه و عجل فرجه و سهل مخرجه .
اللهمّ اجعلنا من اعوانه و انصاره و شيعته و محبيه و الذابين عنه والمسارعين اليه فى قضاء حواجه و الممتثلين لاوامره و المستشهدين بين يديه .
تقديم به ساحت مقدس قطب عالم امكان ، عصاره خلقت ، سلاله احمد، كهف الحصين و غياث المضطر المستكين ، ولى اللّه الاعظم ، خاتم الاوليا، بقية اللّه فى الارضين حضرت حجة بن الحسن العسكرى روحى و ارواح المشفقين لتراب مقدمه الفداء.

برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, فضيلت زيارت عاشورا, اهميّت زيارت عاشورا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

" السلام علیک یا اباعبداللَّه‏ الحسین "

احادیث پیامبر در مورد امام حسین (ع ) 
 
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله :
 
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
 
پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود :
 
براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود .

منبع : کتاب جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556
 
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند :
 
الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا .
حسن و حسین در همه احوال امام و پیشوایند ؛ چه بایستند و چه بنشینند .

منبع : کتاب بحار الانوار 43/291 و 44/2
 
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند :
 
ان الحسین باب من اءبواب الجنة
بى گمان حسین درى از درهاى بهشت است  .

منبع : کتاب احقاق الحق 9/202
 

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه علیه و آله :
 
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
 
پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود :
 
براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود .

منبع : ( کتاب جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556)

 
ان الحسین باب من ابواب الجنة .
بى گمان حسین درى از در هاى بهشت است .

منبع : کتاب احقاق الحق 9/202)

 
من عائده ، حرم الله علیه رایحة الجنة.
کسى که با او ( حسین ) عناد ورزد ، خداوند رایحه بهشت را بر او حرام گرداند.

( کتاب بحار الانوار 35/405 و احقاق الحق 9/202)

 
ان الحسین بن على فى السماء اکبر منه فى الارض.
بطور یقین حسین بن على در آسمان والاتر از زمین است .

( کتاب عیون اخبار الرضا 1/60 و بحار الانوار 36/204)

 
حسین منى و أنا من حسین احب الله من احب حسینا حسین سبط من الاسباط .
حسین از من و من از حسینم ؛ دوستدار حسین محبوب خداست ؛ حسین امتى از امت ها است .

منبع : ( کتاب ذخائر العقبى /124 و کتاب سنن ترمذى 2/307 و کتاب کنزالعمال 6/221 و 7/107 کتاب الفصول المهمة /171 و کتاب فضائل الخمسة 3/264 - 262.)
 

حریم پاک :
 
عن النبى (ص) قال :
 
... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة .
 
پیامبر اسلام ( صلى الله علیه و آله ) در ضمن حدیث بلندى مى‏ فرماید :
 
کربلا پاک ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه ‏ها است و الحق که کربلا از بساط هاى بهشت است .
 
منبع : کتاب بحار الانوار ، ج 98، ص 115 و نیز کتاب کامل الزیارات ، ص 264

 
شوق زیارت‏ :
 
قال الامام باقر ( علیه السلام ):
 
لو یعلم الناس ما فى زیارة قبر الحسین ( علیه السلام ) من الفضل ، لماتوا شوق
 
امام باقر ( علیه السلام ) فرمود :
 
اگر مردم می دانستند که چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین ( علیه السلام ) است از شوق زیارت میمردند .
 
منبع : کتاب ثواب الاعمال ، ص 319؛ به نقل از کتاب کامل الزیارات .

 
ستاره سرخ محشر :
 
قال على بن الحسین ( علیه السلام ):
 
تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدرى وتنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المبارکة التى تضمنت سید الشهداء و سید شباب اهل الجنة .
 
امام سجاد ( علیه السلام ) فرمود :
 
زمین کربلا ، در روز رستاخیز ، چون ستاره مرواریدى مى ‏درخشد و ندا مى ‏دهد که من زمین مقدس خدایم ، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است .
 
منبع : کتاب ادب الطف ، ج 1، ص 236، به نقل از کتاب کامل الزیارات، ص 268.
 

زیارت مداوم‏ :
 
قال الصادق ( علیه السلام ) :
 
زوروا کربلا و لا تقطعوه فاءن خیر أولاد الانبیاء ضمنته...
 
امام صادق (ع) فرمود :
 
کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید ، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات ، ص 269

 
کربلا حرم امن‏ :
 
قال ابو عبدالله ( علیه السلام ):
 
ان الله اتخذ کربلا حرما آمنا مبارکا قبل ان یتخذ مکة حرم
 
امام صادق (ع) فرمود :
 
به راستى که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پیش از آنکه مکه را حرم قرار دهد .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات ، ص 267 بحار، ج،98، ص 110

 
سفره ‏هاى نور :
 
قال الامام الصادق ( علیه السلام ) :
 
من سره ان یکون على موائد النور یوم القیامة فلیکن من زوار الحسین بن على ( علیهما السلام )
 
امام صادق (ع) فرمود :
 
هر کس دوست دارد روز قیامت ، بر سر سفره ‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین ( علیه السلام ) باشد .
 
منبع : کتاب وسائل الشیعه ، ج 10، ص 330، بحار الانوار، ج 98، ص 72.

 
از زیارت تا شهادت‏ :
 
قال ابو عبدالله ( علیه السلام ) :
 
لا تدع زیارة الحسین بن على علیهما السلام و مر أصحابک بذلک یمد الله فى عمرک و یزید فى رزقک و یحییک‏ء الله سعیدا و لا تموت الا شهیدا .
 
امام صادق (ع) فرمود :
 
زیارت امام حسین علیه السلام را ترک نکن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش کن ! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد کند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر شهید .
 
منبع : کتاب وسائل الشیعه ، چ 10 ص335

 
نشان شیعه بودن‏ :
 
قال الصادق ( علیه السلام ) :
 
من لم یأت قبر الحسین ( علیه السلام ) و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان کان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة .
 
امام صادق ( علیه السلام ) فرمود :
 
کسى که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات ، ص 193، بحار الانوار، ج 98 ص4

 
حدیث محبت‏ :
 
عن ابى عبد الله قال :
 
من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین ( علیه السلام ) و زیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین ( علیه السلام ) و بغض زیارته .
 
امام صادق (ع) فرمود :
 
هر کس که خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى ‏اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد کینه و خشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏ اندازد .
 
منبع : کتاب وسائل الشیعه ، ج 10 ص 388، بحار الانوار ، ج 98، ص76
 
 
زیارت عاشورا :
 
قال الصادق ( علیه السلام ) :
 
من زار الحسین ( علیه السلام ) یوم عاشورا وجبت له الجنة
 
امام صادق (ع) فرمود :
 
هر کس که امام حسین ( علیه السلام ) را در روز عاشوار زیارت کند بهشت بر او واجب می شود .
 
منبع : کتاب اقبال الاعمال ، ص568

 
تربت شفا بخش :
 
عن موسى بن جعفر ( علیه السلام ) قال :
 
و لا تأخذوا من تربتى شیئا لتبرکوا به فأن کل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا .
 
حضرت امام کاظم (ع) در ضمن حدیثى که از رحلت خویش خبرى مى ‏داد فرمود :
 
چیزى از خاک قبر من برندارید تا به آن تبرک جویید چراکه خودرن هر خاکى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است ، خداى متعال تنها تربت کربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است .
 
منبع : کتاب جامع الاحادیث الشیعه ، ج 12، ص533

 

احادیث دیگر :

امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
نفس کشیدن کسى که بخاطر مظلومیت ما محزون باشد ، ذکر و تسبیح است .
 
منبع : کتاب نفس المهموم شیخ عباس قمى (ره)

 
امام صادق علیه السلام به یکى از گریه ‏کنان امام حسین علیه السلام فرمودند :
 
رَحِمَ‏اللَّهُ دَمْعَتَک خداوند این اشک هایت را رحمت نماید .
 
منبع : کتاب اشک حسینی سرمایه شیعه به نقل از کامل ‏الزیارات

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
گریه کننده جدَّم از جاى خود برنمى‏ خیزد مگر اینکه مانند روزى که از مادر متولد شده از گناهان پاک است .
 
منبع : کتاب الکسیر العبادات به نقل از منتخب

    
حضرت زهرا علیها السلام فرمودند :
 
هرگاه گریه کنندگان بر حسینم داخل بهشت شوند ، من هم داخل بهشت مى‏شوم .
 
منبع : کتاب اشک حسینی سرمایه شیعه به نقل از البکا ص 86

    
حضرت صادق علیه السلام فرمودند :
 
خدا حیا مى‏ کند گریه کننده بر حسین ابن على علیه السلام را عذاب نماید .
 
منبع : کتاب اشک حسینی سرمایه شیعه به نقل از البکا ص 94

    
حضرت صادق علیه السلام فرمودند :
 
امام حسین علیه السلام دائماً به زوّار و گریه کنندگان و اقامه کنندگان عزایش نظر ( رحمت ) دارد .
 
منبع : کتاب الکسیر العبادات به نقل از منتخب

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
براى هر چیزى ثوابى معین است جز اشکى که براى ما ریخته مى ‏شود . ( که ثواب آن با خداست )
 
منبع : کتاب الکسیر العبادات فى اسرار الشهادات ص 99
 
 
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
جدِّ ما حسین علیه السلام هنگامى که به گریه کنندگان خود نگاه مى‏ کند براى آنان استغفار مى‏ کند و از جدّ و پدر و مادر و برادر خویش مى‏ خواهد که آنها هم براى گریه کنندگان و اقامه کنندگان عزاى او استغفار کنند .
 
منبع : کتاب الکسیر العبادات به نقل از منتخب

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
حضرت امام حسین علیه السلام با حالى حزین و اندوه کشته شدند و سزاوار است بر خدا که هیچ حزین و اندوهگینى به زیارت آن جناب نرود مگر آنکه حق تعالى وى را مسرور و شادمان به اهلش برگرداند .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 39

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
هر کسى هنگام یاد ما اشک از چشمانش جارى شود خدا آتش را بر صورت او حرام مى‏ کند .
 
منبع : کتاب الکسیر العبادات به نقل از کتاب کامل ‏الزیارات
    
 
امام باقر علیه السلام بعد از آموختن زیارت عاشورا به علقمه فرمودند :
 
هر کس این زیارت را بخواند ( از دور یا نزدیک ) و بر حسین علیه السلام ناله کند و امر کند اهل خود را که بدون تقیه بر حسین علیه السلام گریه کنند و اقامه کنند عز را در خانه ‏اش به اظهار جزع و همدیگر را بر مصیبت حسین علیه السلام تعزیت گویند من ضامن او مى‏ شوم نزد خدا که ثواب هزار حج ، هزار عمره و هزار غزوه براى او بنویسند .
 
منبع : کتاب الکسیر العبادات فى اسرارالشهادات ص 91
    
 
امام رضا علیه السلام فرمودند :
 
بر همچو حسینى گریه کنندگان گریه کنند که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین مى‏ برد .
 
منبع : کتاب العیون العبری

    
امام رضا علیه السلام فرمودند :
 
اى پسر شبیب هر وقت بر هر چیز گریه کردى بر مصیبت حسین بن على علیه السلام گریه کن .
 
منبع : کتاب العیون العبری

    
امام رضا علیه السلام فرمودند :
 
همانا روز حسین چشم هاى ما را زخم و اشک هاى ما را جارى کرده است و عزیز ما را در کربلا خوار شمردند و ما را وارث محنت و بلا کرده است تا روز قیامت .
 
منبع : کتاب العیون العبری

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
چهار هزار فرشته ژولیده و گرفته تا قیامت بر آن حضرت گریه مى‏ کنند .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 27

 
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
حضرت فاطمه علیها السلام به کسانى که از شما به زیارت سیدالشهدا علیه السلام روند نظر فرموده و از خداوند منّان براى ایشان هر خیر و خوبى را مسئلت مى‏ نمایند ، مبادا در رفتن به زیارت آن حضرت بى رغبت باشید چرا که خیرى که در زیارت آن حضرت است بیشتر از آن است که بتوان احصاء و شمارش نمود .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 27
    
امام باقر علیه السلام فرمودند :
 
امر کنید شیعیان ما را به زیارت قبر حسین ابن على ‏علیه السلام چه آنکه زیارت آن حضرت رزق و روزى را زیاد و عمر را طولانى کرده و امورى که بدى و شر را جلب کنند دفع مى ‏نماید .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 61

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
کسى که قبر حسین علیه السلام را زیارت نکند پس از خیر کثیر محروم مانده و از عمرش یک سال کسر مى ‏شود .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 61 حدیث سوّم

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
رسول اکرم صلى الله علیه وآله خطاب به زوّار امام حسین علیه السلام مى‏ فرماید :
اى مسافرین خدا بشارت باد شما را که با من در بهشت همراه خواهید بود .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 62

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
پدرم از جدّم نقل کردند که فرمودند : کسى که آن حضرت را صرفاً براى خدا و به قصد قربت زیارت کند خداوند متعال از گناهان رهایش نموده و او را همچون نوزادى که مادر زاییده قرار مى‏ دهد .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 62

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
زائر امام حسین علیه السلام در روز قیامت صد نفر که همگى اهل دوزخ بوده و در دنیا از مسرفین بودند را شفاعت مى‏ کند .
 
منبع : کتاب کامل الزیارات باب 62

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
کسى که تسبیح تربت امام حسین علیه السلام را همراه داشته باشد خداوند او را ذاکر و تسبیح کننده محسوب کند ، گر چه با آن ذکر نگوید .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از بحار ج 85

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
سجده بر تربت حسین علیه السلام حجاب هاى هفتگانه را پاره کرده و از بین مى‏ برد .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از مصباح المتهجد

    
شیخ دیلمى مى‏ فرماید :
 
امام صادق علیه السلام براى اظهار خشوع و خضوع نزد خداى تعالى بر غیر تربت امام حسین علیه السلام سجده نمى‏ کرد .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از ارشاد القلوب

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
خاک قبر امام حسین علیه السلام شفاى هر دردى است آن تربت بالاترین داروهاست .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از کتاب کامل الزیارات

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
خاک حرم امام حسین علیه السلام شفاى هر درد و امان از هر ترس است .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از کتاب کامل الزیارات

    
امام صادق علیه السلام فرمودند :
 
کام فرزندانتان را به تربت برگیرید که سبب امنیت و باعث محفوظ ماندن آنهاست .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از کتاب کامل الزیارات

    
امام رضا علیه السلام فرمودند :
 
چرا وقتى میت را دفن مى ‏کنید و سرش را بر خاک مى ‏گذارید در مقابل صورتش و زیر سرش مهرى از خاک ( قبر امام حسین علیه السلام ) نمى ‏گذارید ؟
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از وسایل ج 2

    
مرحوم سیدابن ‏طاووس مى‏ فرماید :
 
روایت شده که :
" گذاشتن تربت همراه میت براى او امان است . "
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل فلاح ‏السائل      

 
خداى تبارک و تعالى ؛ بیست و چهار هزار سال پیش از آن که زمین کعبه را خلق نماید ، زمین کربلا را آفرید و آن را مقدس و مبارک قرار داد .
 
منبع : کتاب خاک بهشت به نقل از کتاب کامل الزیارات
برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, احادیث محرم, احادیث عاشورا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

این اسامی طبق حروف الفبا نوشته شده است .

1- ابا عبدالله ( ابو شهدا - حسین بن علی (ع) ) :

کنیه ابا عبدالله را رسول خدا (ص) از هنگام ولادت بر حضرت امام حسین نهادند .
امام حسین (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد . رسول خدا (ص) نام این فرزند زهرا (ع) را حسین نهاد . وی مورد علاقه شدید پیامبر (ص) بود و آن حضرت درباره او می فرماید : حسین منی و انا من حسین ...
 
وی در آغوش پیامبر بزرگ شد . هنگام رحلت رسول خدا ، شش ساله بود . در دوران پدرش علی بن ابی طالب (ع) نیز از موقعیت بالایی برخوردار بود ، علم ، بخشش ، بزرگواری ، فصاحت ، تواضع ، دستگیری از بینوایان ، عفو ، حلم و ... از صفات برجسته این حجت الهی بود .
 
پس از شهادت پدرش امامت به امام حسن بن علی (ع) رسید همچون سربازی مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود . پس از انعقاد پیمان صلح میان امام مجتبی (ع) و معاویه ، با برادرش و بقیه اهل بیت (ع) به مدینه آمدند . با شهادت امام حسن مجتبی (ع) در سال 49 یا 50 هجری بار امامت به دوش سید الشهدا قرار گرفت . با مرگ معاویه در سال 60 هجری یزید به والی مدینه نوشت که از امام حسین (ع) بیعت بگیرد . اما سید الشهدا که فساد یزید و بی لیاقتی او را می دانست ، از بیعت امتناع کرد و برای نجات اسلام از سلطه یزید که به زوال و محو دین می انجامید ، راه مبارزه را پیش گرفت . از مدینه به مکه هجرت کرد و در پی نامه نگاری های کوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت برای آمدن به کوفه ، آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه هایی برای شیعیان کوفه و بصره نوشت و بادرسافت پاسخ کوفیان در بیعت شان با مسلم بن عقیل ، در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجری از مکه به سوی عراق ، حرکت کرد .
 
پیمان شکنی کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل اوضاع عراق نامطلوب ساخت و سید الشهدا که همراه خانواده ، فرزندان و یاران به سوی کوفه می رفت ، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین کربلا در محاصره سپاه کوفه قرار گرفت . تسلیم نیرو های یزیدی نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین مظلومانه و تشنه کام ، همراه فرزندان و اصحابش به شهادت رسید . از آن پس ، کربلا کانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگی شد و کشته شدن وی ، سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدان های خفته گردید .

2- ابراهیم بن حصین ازدی :

از شهدای کربلا و اصحاب دلاور امام حسین (ع) بود ؛ از جمله کسانی که سید الشهدا (ع) در لحظات تنهایی ، نام برخی از یاران را می برده و صدا می زده است : " و یا ابراهیم بن الحسین ... " . وی بعد از ظهر عاشورا در کنار امام حسین (ع) به شهادت رسید .

3- ابوبکر حسن بن علی :

از شهدای کربلا ، فرزند امام حسن مجتبی (ع) . مادر او ام ولد بود . از مدینه همراه عمویش امام حسین (ع) به کربلا آمد و روز عاشورا پس از شهادت قاسم بن حسن ، خدمت سید الشهدا آمد و اجازه میدان طلبید و به میدان رفت و پس از نبردی دلاورانه به شهادت رسید .

4- ابو ثمامه صائدی :

از یاران سید الشهدا و شهید نماز ، که روز عاشورا به فیض شهادت رسید . وی از چهره های سرشناس شیعه در کوفه و مردی آگاه و شجاع و اسلحه شناس بود . مسلم بن عقیل در ایام بیعت گرفتن از مردم برای نهضت حسینی ، او را مسؤول دریافت اموال و خرید اسلحه قرار داده بود . نامش عمربن عبدالله بود . پیش از شروع درگیری های کربلا خود را از کوفه به کربلا رساند و به امام پیوست .
 
روز عاشورا ، که یاران امام به تدریج شهید می شدند و از تعدادشان کاسته میشد و این کاهش محسوس بود ابو ثمامه هنگام ظهر خدمت امام آمد و گفت جانم به فدای تو ! چنین می بینم که دشمنان به تو نزدیک شده اند . به خدا قسم تو کشته نخواهی شد مگر اینکه من پیش از تو کشته شوم دوست دارم این خدای خود را در حالی ملاقات کنم که این نماز که وقتش نزدیک است بخوانم . امام نگاهی به بالا افکند و فرمود : نماز را به یاد آوردی ، خدا تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد . آری ، اینک اول وقت نماز است . مهلتی از سپاه دشمن خواستند . آنگاه ابو ثمامه و جمعی دیگر ، با امام حسین (ع) نماز جماعت خواندند . وی جزء آخرین سه نفری بود که از یاران امام تا عصر عاشورا زنده مانده بودند . برخی گفته اند که در اثر جراحت های بسیار بر زمین افتاد ، خویشانش او را به دوش کشیده و از میدان به در بردند و مدتها بعد از دنیا رفت .

5- ابو عمرو نهشلی ( یا : خثعمی ) :

از شهدای کربلاست که به قولی در حمله اول و به قولی در نبرد تن به تن شهید شد . از شخصیت های کوفه و مردی متهجد و شب زنده دار بود .

6- اسلم ترکی :

یکی از شهدا کربلا . وی غلام سیدالشهدا و ترک زبان بود ، تیر انداز و کماندار و قاری قرآن و آشنا به عربی بود . وی دلاورانه جنگید و بر زمین افتاد . امام به بالین او آمد و گریست و چهره بر چهره او نهاد . اسم چشم گشود و امام حسین (ع) را بر بالین خود دید ، تبسمی کرد و جان داد .

7- امیة بن سعد طائی :

از شهدای کربلا به شمار آمده که خود را در کربلا به امام حسین (ع) رساند و روز عاشورا ، به نقلی در حمله اول شهید شد .

8- انس بن حارث کاهلی :

از شهدای کربلاست . وی از اصحاب رسول خدا (ص) ، از طائفه بنی کاهل از بنی اسد بود . پیرمردی سالخورده ، از شیعیان کوفه بود که موقعیتی والا داشت . شبانه خود را به کربلا رساند و روز عاشورا در رکاب امام حسین (ع) به شهادت رسید .

9- بریربن خضیر همدانی :

از شهدای کربلاست . از اصحاب وفادار امام حسین (ع) و از انسان های شایسته و پرهیزگار که زاهد ، قاری قرآن و معلم قرآن و از شجاعان بزرگوار کوفه ، از قبیله همدان بود . وی در سال 60 هجری از کوفه به مکه رفت و به امام حسین (ع) پیوست و همراه او به کوفه آمد . شب عاشورا نیز از کسانی بود که برخاست و در حمایت و جانبازی یزای امام ، سخنانی ایراد کرد . روز عشورا به میدان رفت و خطاب به سپاه عمر سعد خطابه ای ایراد کرد و به نکوهش آنان پرداخت . بریر ، پس از حر به میدان رفت و جنگید تا شهید شد .

10- جابر بن حارث سلمانی :

از شهدای کربلاست . وی از شخصیت های شیعه در کوفه بود . در نهضت مسلم بن عقیل هم شرکت داشت و پس از شکست آن ، همراه گروهی به سوی حسین حرکت کردند و پیش از رسیدن آن حضرت به کربلا ، به او پیوستند .

11- جابر بن حجاج تیمی :

از شهدای عاشورا در حمله نخست است . وی از سوارکاران شجاع کوفه بود که در کربلا از سپاه عمر سعد به سپاه حسین (ع) پیوست . در نهضت مسلم بن عقیل نیز از بیعت کنندگان با وی بود .

12- جبلة بن علی شیبانی :

از شجاعان کوفه که در کربلا در حمله اول روز عاشورا به شهادت رسید . وی در صفین ، در رکاب امیرالمومنین (ع) حضور داشت و در قیام مسلم بن عقیل در کوفه همراه او بود . پس از شهادت مسلم نزد قبیله خود رفت و پنهان شد و انگاه که امام حسین (ع) به کربلا آمد خود را به آن حضرت رساند و در رکابش جنگید و شهید شد .

13- جعفر بن عقیل بن ابی طالب :

فرزند عقیل و عمو زاده سیدالشهدا بود . روز عاشورا در رکاب امام حسین (ع) شهید شد .

14- جعفر بن علی بن ابی طالب :

فرزند امیر المومنین وبدار ابوالفضل العباس بود که در کربلا شهید شد . هنگام شهادت 19 سال داشت .

15- جنادة بن کعب انصاری :

از شهدای کربلاست . از مکه همراه امام حسین (ع) به کوفه آمد و در روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسید . پسرش ( عمر بن جناده ) هم در کربلا شهید شد .

16- جندب بن حجیر خولانی :

از شهدای کربلا در روز عاشور است . وی از چهره های بارز شیعه در کوفه و از یاران علی (ع) بود و قبل از رسیدن سپاه حر به کاروان امام حسین (ع) ، از کوفه بیرون آمد و به کاروان حسینی پیوسته بود . شهادتش را در حمله اول نوشته اند .

17- جون :

غلام سیاه ابوذر غفاری که در کربلا به شهادت رسید . جون بن حوی پس از شهادت مولایش ابوذر به مدینه برگشت و در خدمت اهل بیت در آمد . در سفر کربلا ، از مدینه همراه امام تا مکه و از آنجا به کربلا آمد . چون به اسلحه سازی و اسلحه شناسی آشنا بود ، شب عاشورا هم در کربلا به کار اصلاح سلاحها اشتغال داشت . با آنکه سن او زیاد بود ، ولی روز عاشورا از سید الشهدا (ع) اذن میدان طلبید . امام او را رخصت داد و آزادش کرد . ولی او با اصرار می خواست در روز های شادی و غم و راحتی و رنج از خاندان پیامبر جدا نشود . پس از نبرد وقتی بر زمین افتاد امام خود را بر بالین او رساند و چنین دعا کرد : خدایا ! رویش را سفید و بویش را معطر کن و او را با نیکان محشور گردان .

18- حبیب بن مظاهر :

از شهدای والا قدر کربلا بود . در هر سه جنگ صفین ، نهروان و جمل ، در رکاب علی (ع) شرکت داشت و در نهضت مسلم بن عقیل در کوفه ، از کسانی بود که در راه بیعت گرفتن برای مسلم بن عقیل ، کوشش فراوان می کرد . نیز از سران شیعه در کوفه محسوب می شد که به حسین بن علی (ع) دعوت نامه نوشت . نزد امام حسین موقعیت والایی داشت . در کربلا نیز او را به عنوان فرمانده جناح چپ سپاه خویش تعیین کرد .
 
حبیب بن مظاهر ، روز عاشورا از اینکه با شهادتش به بهشت خواهد رفت ، خوشحال بود و با بریر بن خضیر مزاح می کرد . شهادت او بر حسین (ع) بسیار سخت بود هنگام شهادتش 75 سال داشت . سر او نیز همراه سرهای شهدا در کوفه گردانده شد .

19 - حجاج بن مسروق جعفی :

از شهدای گرانقدر سید الشهدا (ع) . وی اهل کوفه و از یاران امیر المومنین (ع) بود . وقتی خبر هجرت امام حسین (ع) را از مدینه به مکه شنید خود را به آن حضرت رساند و همراه امام از آنجا به کربلا آمد . همواره ملازم سید الشهدا بود و در پنج وقت ، اذان می گفت . روز عاشورا به میدان رفت و جنگید و غرق خون خود نزد امام برگشت . پس از گفتگویی با سیدالشهدا بار دیگر به میدان رفت و شهید شد .

20- حر بن یزید ریاحی :

شهید والاقدر عاشورا ، حر از خاندان های معروف عراق و از روسای کوفیان بود . به درخواست ابن زیاد ، برای مبارزه با حسین (ع) فراخوانده شد و به سر کردگی هزار شوار برگزیده گشت . در منزل قصر بنی مقاتل یا شراف ، راه را بر امام بست و مانع از حرکت آن حضرت به سوی کوفه شد . کاروان حسینی را همراهی کرد تا به کربلا رسیدند و امام در آنجا فرود آمد . حر وقتی فهمید کار جنگیدن با حسین بن علی (ع) جدی است ، صبح روز عاشورا به بهانه آب دادن به اسب خویش ، از اردوگاه عمر سعد جدا شد به کاروان حسینی پیوست . توبه کنان کنار خیمه های امام آمد و اظهار پشیمانی کرد ، سپس اذن میدان طلبید و پس از نبردی دلیرانه به شهادت رسید . حسین بن علی (ع) بر بالین حر حضور یافت و خطاب به آن شهید فرمود : تو همون گونه که مادرت نامت را حر گذاشته است ، حر و آزاده ای ، آزاد در دنیا و سعادتمند در آخرت !

21- حلاس بن عمر راسبی :

از شهدای کربلاست که در حمله اول در روز عاشورا به شراف شهادت نائل شد .

22- حنظلة بن اسعد شبامی :

از شهدای کربلاست . حنظله از چهره های شیعی در کوفه و زبان آور شجاع و معلم قرآن بود . چون سید الشهدا به کربلا رسید ، وی به آن حضرت پیوست وی جزء شهدایی است که تا اواخر زنده بود و از جان حسین بن علی (ع) در مقابل تیر ها و نیزه های دشمن محافظت می کرد و گاهی هم با سخنانش به سپاه کوفه هشدار میداد و موعظه می کرد .

23- زاهر ، مولی عمرو بن حمق :

از شهدای عاشوراست . وی را از شخصیت های کوفه و مردی سالخورده از قبیله کنده دانسته اند . غلام عمرو بن حمق خزاعی ( از یاران ویژه امیر المومنین ) بود و در حرکت های انقلابی عمرو بن حمق ( که به دست معاویه شهید شد ) همدوش و همراه او و تحت تعقیب معاویه بود . در سال 60 هجری به مکه آمد و به حسین (ع) پیوست و در حمله نخست روز عاشورا به شهادت رسید .

24- زهیر بن قین بجلی :

از شخصیت های برجسته کوفه بود که در روز عاشورا ، افتخار یافت در رکاب حسین بن علی (ع) به شهادت برسد . وی در میدان های جنگ ، دلاوری های بسیاری نشان داده بود . در سال 60 هجری ( که سید الشهدا هم از مکه به قصد کوفه حرکت کرده بود ) از سفر حج بر می گشت و دوست نداشت که با سید الشهدا برخورد کند و هم منزل شود . اما در یکی از منزلگاها به ناچار با فرود آمدن کاروان حسینی همزمان شد . امام کسی را نزد او فرستاد . زهیر نزد امام رفت . همسرش نیز همراه او آمد و به کاروان حسین (ع) پیوستند . شب عاشورا نیز ، از جمله کسانی بود که با نطقی پر شور ، مراتب اخلاص و حمایت جانبازی خویش را نسبت به امام ابراز کرد و گفت : اگر هزار بار هم کشته شوم ، و زنده گردم هرگز دست از یاری پسر پیغمبر برنخواهم داشت . روز عاشورا ، سید الشهدا فرماندهی جناح راست خویش را در میدان به زهیر سپرد . ظهر عاشورا هم او و سعید بن عبدالله جلوی امام ایستادند و سپر تیرها شدند تا امام نماز بخواند . پس از اتمام نماز به میدان رفت و شجاعانه نبرد کرد و با شمشیر از حسین (ع) دفاع کرد و جنگید و کشته شد . امام به مالین او آمد و او را دعا کرد و کشندگانش را نفرین کرد .

25- سالم بن عمرو  :

از شهدای کربلاست . وی غلامی از طایفه بنی مدینه بود و در کوفه می زیست و از شیعیان اهل بیت به شمار می آمد سوارکاری نامدار بود . در نهضت حضرت مسلم شرکت داشت . پس از تنها ماندن مسلم بن عقیل او و جمعی دیگر از شیعیان دستگیر شدند ، اما سالم از جنگ دشمن گریخت و پنهان شد . چون شنید امام حسین (ع) به کربلا رسیده است ، خود را به آن حضرت رساند و روز عاشورا در حمله اول شهید شد .

26- سعید بن عبدالله حنفی :

از شهدای والاقدر کربلاست ، که ایمانی راسخ و شجاعتی فراوان داشت و هواداران سر سخت اهل بیت (ع) بود . شب عاشورا وقتی سیدالشهدا (ع) از افراد خواست که از تاریکی شب استفاده کرده و متفرق شوند ، یاران برخواستند و هر یک سخنانی گفتند . از جمله سعید بن عبدالله ایستاد و گفت : نه به خدا قسم ، تو را وا نمی گذاریم . اگر بدانم که کشته می شوم و سپس زنده می شوم ، آنگاه سوزانده می شوم ، و هفتاد بار با من چنین می کنند ، باز هم از تو جدا نمی شوم تا در راه تو فدا شوم . وی از انقلابیون پر شور کوفه به حساب می آمد . در نهضت مسلم بن عقیل هم فعال بود و نامه مسلم را به مکه رساند و از مکه همراه امام به کوفه آمد تا روز عاشورا در مقابل امام حسین (ع) ایستاد تا آن حضرت نمازش را بخواند . او آنقدر تیر خورد که بر زمین افتاد و جان باخت .

27- سلمان بن مضارب بجلی :

از شهدای کربلاست . گفته شده وی پسر عموی زهیر بن قین بوده و همراه او ، پیش از رسیدن به کربلا ، به سپاه حسین بن علی (ع) پیوست و عصر عاشورا شهید شد .

28- سوار بن منعم :

از شهدای حادثه کربلاست . وی پس از رسیدن امام حسین (ع) به کربلا از کوفه آمد و به آن حضرت پیوست .

29- سوید بن عمرو خثعمی :

آخرین کشته کربلاست . وی پس از شهادت امام حسین (ع) شهید شد . یکی از دو مردی بود که همراه امام حسین بودند . او مجروحی افتاده در میدان ، میان زخمیان بود و رمقی در بدن داشت و در آن حال ، چون شنیو کوفیان شادی کنان می گویند حسین کشته شد ، به هوش آمد و با چاقو و شمشیری که داشت با همان حالت به جنگ پرداخت و شهید شد .

30- سیف بن حارث بن سریع جابری :

از شهدای جوان کربلاست . وی و پسر عمویش مالک بن عبدالله از کوفه آمده ، در کربلا به امام حسین (ع) پیوستند . روز عاشورا پس از شهادت حنظة بن قیس ، هنگامی که دشمن به خیمه گاه امام حسین نزدیک شده بود ، گریان خدمت امام آمدند و اذن میدان طلبیدند . سپس هردو با هم به میدان رفته ، جنگیدن تا شهید شدند .

31- سیف بن مالک عبدی :

از شهدای کربلاست . از بصره به کوفه آمد و از آنجا به کاروان امام حسین (ع) پیوست ، سپس همراه او به کربلا آمد . عصر عاشورا در نبرد تن به تن به شهادت رسید .

32- شوذب ، مولی شکر :

از شهدای کربلاست . وی غلام شاکر بن عبدالله همدانی بود و از شیعیان برجسته و از بزرگترین انقلابیون حماسی و مخلص به شمار می آمد که در کربلا ، در کهنسالی به شهادت رسید . از مکه همراه امام شد و به کربلا آمد . شهادت او بعد از ظهر عاشورا بود .

33- ضرغامة بن مالک :

از شهدای کربلاست . وی در کوفه میزیست و از شیعیان امام و بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل بود . چون مسلم شهید شد ، همراه سپاه کوفه به کربلا آمد ، اما در آنجا به یاران سید الشهدا (ع) پیوست و عصر عاشورا به شهادت رسید .

34- عابس بن ابی شبیب شاکری :

از شهدای کربلاست . عابس از رجال برجسته شیعه و مردی دلیر ، سخنور ، کوشا و تلاشگر ، شب زنده دار ، از طایفه بنی شاکر بود . از کسانی بود که وقتی مسلم بن عقیل نامه امام حسین (ع) را برای اهل کوفه خواند ، به پا خواست و اعلام هواداری و حمایت کرد و پس از بعت کوفیان با مسلم بن عقیل بعنوان پیک ، نامه ای از سوی آنان به امام حسین (ع) در مکه رساند . دلاوری های او در کربلا مشهور است . رشادت های وی چنان بود که سپاه کوفه از نبرد تن به تن با وی ناتوان بودند . به دستور عمر سعد ، از اطراف او را سنگباران کردند . او هم زره از تن بیرون آورد و کلاه خود از سر برداشت و لخت شد و با تیغ بر دشمن حمله کرد و یک تنه آنقدر جنگید تا در قلب میدان و محاصره دشمن به شهادت رسید .

35- عامر بن حسان بن شریح طائی :

از اصحاب امام حسین (ع) بود که از مکه همراه آن حضرت آمد و در کربلا در حمله اول به شهادت رسید . وی از شجاعان معروف و شیعیان خالص بود . پدرش نیز در جنگ جمل و صفین ، در رکاب حضرت علی (ع) جنگیده بود .

36- عامر بن مسلم عبدی :

از شهدای کربلا بود . عامر اهل بصره بود ، همراه غلامش سالم از بصره به مکه آمد و به سید الشهدا (ع) پیوست و از آنجا همراه امام تا کربلا آمد و روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسید .

37- عباس بن علی (ع) :

فرزند امیر المومنین ، برادر سید الشهدا ، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین (ع) در روز عاشورا . مادرش فاطمه کلابیه بود که بعدها به ام البنین شهرت یافت . علی (ع) پس از شهادت فاطمه زهرا با ام البنین ازدواج کرد . عباس و 3 پسر دیگر ثمره این ازدواج بود . ولادتش را در 4 شعبان سال 26 هجری در مدینه نوشته اند و بزرگترین فرزند ام البنین بود . و این چهار فرزند رسید همه در کربلا در رکاب امام حسین (ع) به شهادت رسیدند.
 
آن حضرت ، قامتی رسید ، چهره ایی زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و به خاطر سیمای جذابش او را قمر بنی هاشم می گفتند . در حادثه کربلا ، سمت پرچمدار سپاه حسین (ع) و سقایی خیمه ها اطفال و اهل بیت امام حسین را داشت و در رکاب برادر غیر از تهیه آب ، نگهبانی خیمه ها و امور مربوط به آسایش و امنیت خاندان حسین (ع) نیز بر عهده او بود و تا زنده بود دودمان امامت ، آسایش و امنیت داشتند .
 
روز عاشورا سه برادر دیگر عباس پیش از او به شهادت رسیدند . مقتی علمدار کربلا از امام حسین (ع) اذن میدان طلبید حضرت از او خواست تا برای کودکان تشنه و خیمه های بی آب آب تهیه کند . ابوالفضل به فرات رفت و مشک آب را پر کرد و در بازگشت به خیمه ها که فرات را در محاصره داشتند در گیر شد و دست هایش قطع گردید و به شهادت رسید . عباس مظهر ایثار و وفاداری و گذشت بود .
 
وقتی به فرات وارد شد با اینکه تشنه بود ، اما به خاطر تشنگی برادرش آب نخورد . شهادت عباس برای امام حسین بسیار نا گوار و شکنند بود . پیکرش در کنار نهر علقمه ماند و سید الشهدا به سوی خیمه آمد و شهادت او را به اهل بیت خبر داد . هنگام دفن شهدای کربلا نیز ، در همان محل دفن شد . از این رو امروز حرم ابوالفضل (ع) با حرم سید الشهدا فاصله دارد .

38- عبدالرحمن بن عبدالله ارحبی :

از شهدای کربلاست از همراهان مسلم بن عقیل در کوفه بود . مردی بود شجاع ، موجه و محترم و تابعی . در مکه همراه امام شد و به کربلا آمد . گفته اند در حمله نخست به شهادت رسید .

39- عبدالرحمن بن عبد ربه انصاری خزرجی :

از شهدای کربلاست . وی از اصحاب رسول خدا (ص) بود و پس از رحلت آن حضرت نیز از کسانی بود که به امیر المومنین اخلاص داشت و از آن حضرت قرآن آموخته بود . روز تاسوعا با بریر شوخی می کرد . وقتی گفتند الان چه وقت شوخی است ؟ گفت چرا خوشحال نباشم ؟ میان ما و بهشت جز درگیری با این کافران و شهادت فاصله ای نیست .

40 و 41- عبدالرحمن بن عروه غفاری و عبدالله بن عروه غفاری :

عبدالرحمن و برادرش عبدالله که هر دو در کربلا شهید شدند ، از اشراف و شجاعان کوفه بودند و به خاندان پیامبر عشق می ورزیدند . این دو برادر با هم از کوفه به کربلا آمده بودند . هر دو با هم روز عاشورا از سیدالشهدا اذن پیکار گرفتند و با هم به میدان رفتند . در رفتن به میدان نبرد از هم سبقت می جستند . این دو برادر با هم نیز به شهادت رسیدند .

42- عبدالرحمن بن عقیل بن ابی طالب :

از شهدای کربلا و اولاد عقیل است .

43- عبدالله بن حسن بن علی (ع) :

نوجوان 11 ساله ، فرزند امام حسن مجتبی (ع) که در روز عاشورا ، وقتی دید سید الشهدا بر زمین افتاده ، برای دفاع از عموی به سوی میدان شتافت و در دفاع از عموی مظلومش جنگید و عده ای را کشت و به شهادت رسید . برخی هم نقل کرده اند حرمله ، با شمشیر ، دست او را که در آغوش عمویش حسین قرار گرفته بود قطع نموده همانجا شهیدش کرد .

44 و 45 - عبدالله بن عقیل بن ابی طالب :

از شهدای بنی هاشم در روز عاشورا . عقیل دو پسر داشت که نام هر دو عبدالله بود ، یکی به نام اکبر یاد میشد و دیگری به نام اصغر . هر دو در کربلا با امام حسین (ع) شهید شدند .

46 - عبدالله بن علی بن ابی طالب (ع) :

از شهدای کربلاست وی فرزند امیر المومنین و برادر عباس و مادرش ام البنین بود . هنگام شهادت 25 سال داشت .

47- عبدالله بن عمیر کلبی :

جزء اولین شهدا ست که از جبهه امام حسین به میدان رفت . جوانی دلاور از شیعیان کوفه بود . به کوفه آمده و در نزدیکی بئرالعبد خانه ای گرفت و با همسرش به آنجا منتقل شد . وقتی دید عمر سعد ، نیرو آماده و سازماندهی میکند تا از نخیله به جنگ حسین بن علی (ع) در کربلا برند ، به خدا قسم شیفته جهاد با مشرکان بودم . امیدوارم جنگ با اینان که به نبرد فرزند پیامبر می روند ، نزد خداوند کم ثواب تر از جهاد با مشرکان نباشد . پیش همسر خود رفت و نیست خود را با او در میان گذاشت ، شبانه هر دو از کوفه بیرون رفتند و شب هشتم محرم به یاران امام حسین در کربلا پیوستند . همسر او نیز از شهدای کربلا بود . پس از شهادت عبدالله همسرش خود را به بالین او رسانید و خاک از چهره او می زدود که به دست شمر ، یکی از غلامانش به نام رستم با گرزی بر سر اورد و کنار شوهرش به شهادت رسید .

48- عبدالله بن مسلم بن عقیل :

از شهدای بنی هاشم در کربلا ، مادرش رقیه دختر علی علیه السلام بود . گفته اند در حالی که دست بر پیشانی نهاده بود تیری آمد و دست و پیشانی را به هم دوخت . برخی او را هنگام شهادت 14 ساله دانسته اند .

49- عثمان بن علی بن ابی طالب (ع) :

یکی از شهدای کربلا . وی برادر عباس است که مادرش ام البنین و پدرش امیرالمومنین است . در روز عاشورا مجروح شد و بر زمین افتاد و یکی از سپاه ابن سعد او را کشت . هنگام شهادت 21 سال داشت .

50- علی اصغر (ع) :

یکی از فرزندان امام حسین (ع) که شیر خوار بود از تشنگی روز عاشورا بی تاب شده بود . امام خطاب به دشمن فرمود : از یاران و فرزندانم کسی جز این کودک نمانده است . نمیبینید که چگونه از تشنگی بی تاب شده است ؟
 
در حال گفتگو بود که تیری از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم علی اصغر را درید امام حسین (ع) خون گلوی او را گرفت و به آسمان پاشید . از این کودک با عنوانها شیرخواره ، شش ماهه ، باب الحوائج ، طفل رضیع و ... یاد می شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمی است که در ارتباط با او آورده می شود .

51- علی اکبر (ع) :

فرزند بزرگ سید الشهدا و شبیه پیامبر که روز عاشورا فدای دین شد . مادر علی اکبر لیلا دختر ابی مره بود . در کربلا حدود 25 سال داشت . سن او را 18 سال و 20 هم گفته اند . او اولین شهید روز عاشورا از بنی هاشم بود . علی شباهت بسیاری به پیامبر داشت ، هم در خلقت ، هم در اخلاق و هم در گفتار .
 
علی چندین بار به میدان رفت و رزم های شجاعانه ای با انبوه سپاه دشمن نمود . پیکار سخت او را تشنه تر ساخت . به خیمه آمد . بی آنکه آبی بتواند بنوشد ، با همان تشنگی و جراحت دوباره به میدان رفت و جنگید تا به شهادت رسید . علی اکبر ، نزدیکترین شهیدی است که با حسین (ع) دفن شده است . مدفن او پایین پای ابا عبدالله الحسین (ع) قرار دارد و به این خاطر ضریح امام ، شش گوشه دارد .

52- عمار بن حسان طائی :

از شهدای کربلاست . وی از شیعیان خالص و از شجاعان معروف بود . از مکه همراه امام به کربلا آمد و در پیش روی آن حضرت به شهادت رسید .

53- عمرو بن جناده انصاری :

از شهدای نوجوان کربلا که پدرش نیز در رکاب سیدالشهدا (ع) شهید شد . این نوجوان چون خواست به میدان رود امام فرمود : پدر این نوجوان کشته شد ؛ شاید مادرش راضی نباشد که به میدان رود . گفت مادرم دستور داده که به میدان روم و لباس جنگ بر من پوشانده است . او که 9 ساله یا 11 ساله بود ، به میدان رفت و رجز خواند و جنگید تا کشته شد .

54- عمرو بن قرظه انصاری :

از شهدای کربلاست عمرو از کوفه آمد و در کربلا ، روز ششم محرم به سید الشهدا پیوست . روز عاشورا جلوی امام حسین ایستاد و تیر های دشمن را با سینه و پیشانی خود به جان می خرید و این گونه از جان امام محافظت می کرد زخم های زیادی بر پیکرش نشست . به امام خطاب کرد که ای پسر پیامبر ! آیا وفا کردم ؟ حضرت فرمود آری تو پیش از من به بهشت میروی . از من به پیامبر سلام برسان و بگو که من در پی تو می آیم و ... افتاد و شهید شد .

55- عون بن جعفر :

از شهدای کربلاست . پسر جعفر بن ابی طالب ( جعفر طیار ) . عون در زمان امام مجتبی و سپس امام حسین از یاوران آن دو امام بود . همراه همسرش در کربلا حضور داشت . روز عاشورا از سیدالشهدا (ع) اجازه گرفت و به میدان رفت . نبردی دلاورانه کرد و به شهادت رسید هنگام شهادت 56 ساله بود .

56- عون بن عبدالله بن جعفر :

پسر حضرت زینب (س) بود که همراه برادر دیگرش محمد در روز عاشورا در نبرد تن به تن با سپاه کوفه به شهادت رسید . عون و برادرش پس از حرکت امام حسین از مدینه ، در پی کاروان راه افتادند و در منزگاه ذات عرق خدمت امام رسیدند .

57- عون بن علی بن ابی طالب (ع) :

از شهدای کربلاست اولین کسی بود که پس از شهادت جمع زیادی یاران امام ، از جمع برادرانش داوطلب رفتن به میدان شد . وقتی برای اذن گرفتن آمد ، برادرش امام حسین (ع) فرمود : آیا آماده مرگ شدی ؟ گفت چگونه آماده نشوم ، در حالی که تو را تنها و بی یاور می بینم !
 
امام دعایش کرد که برو ، خداوند پاداش نیکت دهد . به میدان رفت ، جنگید و مجروح شد . از هر طرف بر سر او ریختند و او را شهید کردند .

58- قاسط بن زهیر تغلبی :

از شهدای حمله نخست در روز عاشورا . پیرمردی از طایفه بنی تغلب بن وائل بود . او و برادرانش چون خبر آمدن حسین به کوفه را شنیدند ، شب عاشورا خود را مخفیانه به کوفه رساندند . هر سه برادر روز عاشورا به شهادت رسیدند .

59- قاسم بن حسن (ع) :

 
نوجوان شهید عاشورا در رکاب سید الشهدا (ع) فرزند گرامی امام حسن مجتبی (ع) . روز عاشورا سن او به حد بلوغ نرسیده بود . برای میدان رفتن از امام خویش اجازه خواست . ابا عبدالله چون نگاه به او افکند ، وی را در آغوش کشید و گریست ، آنگاه اجازه داد . قاسم خوش سیما بود . سوار بر اسب شد و عازم میدان گشت . در جنگی دلاورانه به شهادت رسید . هنگامی که بر زمین می افتاد عمویش ابا عبدالله (ع) خود را بر بالین او رساند ولی او در حال جان دادن بود . پیکر او را آورد و کنار شهدای اهل بیت قرار داد .

60- مالک بن عبدالله جابری :

از شهدای کربلاست ، وی و برادرش سیف بن حارث بن سریع ، در کربلا به حسین بن علی (ع) پیوستند و عصر عاشورا ، در لحظاتی که سپاه کوفه به خیمه گاه امام حسین (ع) نزدیک شده بودند ، اجازه میدان گرفته ، جنگیدند و شهید شدند .

61- مجمع بن عبدالله عائذی :

وی از شهدای کربلا در حمله اول است . در مسیر کوفه در منزلگاه زباله به سید الشهدا (ع) پیوست و در رکاب امام به کربلا آمد .

62- محمد بن عبدالله بن جعفر :

پسر حضرت زینت و عبدالله بن جعفر ، که در روز عاشورا در رکاب سید الشهدا (ع) به شهادت رسید . او برادرش عون پس از خروج امام حسین (ع) از مکه میان راه به او پیوستند و در کربلا در نبرد تن به تن با دشمن در محاصره قرار گرفتند و شهید شدند .

63- مسعود بن حجاج :

از شهدای کربلا . وی و پسرش ( عبدالرحمان بن حجاج ) در حمله اول به شهادت رسیدند .

64- مسلم بن عوسجه اسدی :

اولین شهید عاشورا که در حمله نخست به شهادت رسید . پیر مردی بزرگوار از طائفه بنی اسد و از چهره های درخشان کوفه و هواداران اهل بیت (ع) بود . در نهضت مسلم نقش دریافت پول از هواداران و تهیه سلاح برای نهضت را بر عهده داشت . در کربلا از یاران شجاع و فداکار امام بود . سپاه دشمن چون در نبرد تن به تن یارای جنگیدن با او را نداشتند ، او را سنگباران کردند . چون مسلم به زمین افتاد ، رمقی در تن داشت که حسین بن علی (ع) و حبیب بن مظاهر خود را به او رساندند .

65- مسلم بن کثیر ازدی :

از شهدای کربلا در حادثه عاشورا ، از کسانی بود که به قصد حسین بن علی (ع) از کوفه بیرون آمد و نزدیکی های کربلا به آن حضرت پیوست و روز عاشورا در حمله نخست به شهادت رسید .

66- منجح ، مولی الحسین (ع) :

از شهدای کربلاست ، نامش منجح بن سهم و در زمان امام حسن مجتبی (ع) غلام آن حضرت بود . پس از وی غلام سید الشهدا بود . منجح در روز عاشورا پس از نبردی دلیرانه در رکاب مولایش به شهادت رسید و از شهدای اولیه بود .

67- نافع بن هلال :

از شهدای کربلاست . نافع ، بزرگواری دلاور ، قاری قرآن ، کاتب و از حاملان حدیث و از اصحاب امیرالمومنین (ع) بود و در سه جنگ جمل ، صفین و نهروان در رکاب آن حضرت بود . وی از شخصیت های بارز کوفه به شمار می رفت و پیش از شهادت مسلم بن عقیل مخفیانه از کوفه بیرون آمده به استقبال امام شتافته بود ، سپس همراه امام حسین(ع) به کربلا آمد . در کربلا همراه عباس (ع) در آوردن آب به خیمه ها مشارکت داشت . از جمله کسانی بود که در سخنرانی پر شوری وفاداری خویش را نسبت به سید الشهدا ابراز داشت . نافع نام خود را روی تیر های زهر آگین خود می نوشت و همواره با آنها تیر اندازی می کرد . روز عاشورا وقتی تیرهایش تمام شد ، شمشیر کشید و بر سپاه کوفه تاخت ، کوفیان با سنگ و تیر او را مورد ضربه های خود قرار دادند تا اینکه بازویش شکست او را محاصره کرده و زنده دستگیر کردند شمر او را گرفته نزد عمر سعد برد . سپس به دست شمر به شهادت رسید .

68- نعیم بن عجلان انصاری :

از شهدای کربلاست . نعیم از طایفه خزرج بود و دو برادرش از یاران حضرت علی (ع) و از مدافعان آن حضرت در جنگ صفین بودند . او از کوفه حرکت کرد و در کربلا خود را به امام حسین (ع) رساند و در روز عاشورا در حمله نخست شهید شد .

69 - وهب بن عبدالله کلبی :

از شهدای کربلاست ، مادر و همسرش نیز در کربلا بودند و به شهادت رسیدند . وهب که اهل کوفه بود ، در کربلا در رکاب امام حسین (ع) حضور داشت . روز عاشورا پس از حر و بریر به میدان رفت . مادرش مشوق او در رفتن به میدان بود . وقتی پس از مقداری جنگ ، نزد مادر برگشت که : آیا راضی شدی ؟ گفت وقتی راضی میشوم که در رکاب امام حسین (ع) به شهادت برسی . دوباره رفت و جنگید ، همسرش هم رفت و چوبی بر گرفت و به میدان رفت . وهب آنقدر جنگید تا شهید شد .

70- هفهاف بن منهد راسبی :

از شهدای کربلاست . مردی دلیر و تکسوار از شیعیان بصره و از یاران علی (ع) که وقتی خبر حرکت امام را به سوی کوفه شنید از بصره به سوی کربلا حرکت کرد . وقتی رسید که حادثه پایان یافته و با تیغ بر افراد سپاه عمر سعد حمله کرد . عده ای را کشت و خود به شهادت رسید .

71- یزیدبن ثبیط ( ثبیت ) عبدی :

از شهدای کربلاست . وی ده پسر داشت . پس از دریافت نامه سید الشهدا (ع) که خطاب به اهل بصره نوشته بود همراه دو پسرش عبدالله و عبیدالله از بصره خارج آمدند و به علت بسته بودن راه ها با پیمودن بیراهه ها در مکه خود را به امام حسین (ع) رسانده ، به کاروان او پیوستند . روز عاشورا پسرانش در حمله اول و خودش در مبارزه تن به تن به شهادت رسیدند .

72- یزید بن مغفل جعفی :

از شجاعان هنرمند و شاعر شیعه که در کربلا به شهادت رسید . وی در مکه به کاروان حسینی پیوست و با آن حضرت به کربلا آمد و روز عاشورا در پیکار تن به تن با کوفیان ، پس از کشتن عده ای زیادی به شهادت رسید .
برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, احادیث محرم, شهدای کربلا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

عراق تا سال 12 هجری قمری در زیر سلطه زمامداران ایران بود ، تا این که از همان سال تا سال 16 هجری به تدریج ، تمام کشور عراق و در ضمن کربلا توسط خیل خروشان سربازان مسلمان گشوده شد و آزاد گشت ، از آن میان جنگ قادسیه که در سال 14 هجری اتفاق افتاد ، معروف و مشهور است . ( مدینة الحسین علیه السلام ، ص7)
 
کربلا در شصت مایلی ( 105 کیلومتری ) جنوب غرب بغداد ، در حاشه‌ ی صحرا و در غرب فرات و در منطقه ی آب رفتی به نام ارمن السوار شهر مقدس و تاریخی کربلا قرار دارد و مرکز استانی بنام استان کربلا خوانده می شود و شهرهای بزرگی را چون نجف اشرف و کوفه و عین التمر و ... در خویش جای داده است . شهر انبار در شمال غربی ، شهر باستانی بابل در شرق ، صحرای غربی در سمت غرب و شهر یحیره پایتخت بنی منذر در جنوب غربی آن قرار دارد . در سال شصت و یک هجری ، کربلا زمینی ناشناخته بوده است .
 
استان کربلا از شمال و غرب به استان رمادی و از شرق به استان حله و از جنوب به استان دیوانیه متصل می گردد . مساحت استان کربلا به 6065 کیلومتر مربع می رسد و اکنون در شهر کربلا بیش از 100000 نفر زندگی می کنند .
 
برخی معتقدند سرزمین اصلی کربلا در استان های قرطه و کمالیه در ناحیه شمال غربی کربلای کنونی بوده است اما فاصله ی چهارده کیلو متری میان این دو چنین نظرگاهی را متزلزل می کند . منطقه ای نیز به نام کربله در جنوب شرقی کربلای کنونی قرار دارد .
کربلا در سال چهاردهم هجری به دست خالدبن عرفطه و به فرمان سعد بن ابی وقاص فتح شد . در سال 36 هجری ، امام علی در راه صفین از آن جا گذشت و پس از نماز گزاردن در این سرزمین ، خاک آن را بویید و به حادثه ی شهادت ابا عبدالله و یارانش در این دیار اشاره کرد . در عاشورای سال 61 هجری ، زمین کنونی کربلا خالی از سکنه بوده است . منطقه نینوا در پنج فرسنگی آن قرار داشته است .
منطقه ی نواویس ( قبرستان مسیحی ) همان محلی است که علقمه جریان داشته است . برخی نیز نواویس را منطقه ی مجاور و قبر حر بن ریاحی میدانند .
نهر علقمه از نزدیکی قبر حضرت عباس می گذرد سپس راه خود را به سوی نواحی مدینه تغییر میدهد و در شمال غربی الکفل مجددا به فرات می پیوندد علقم به معنی خنطل است و گویا در اطراف علقمه خنطل فراوان بوده است .
نوشته اند که امام هنگام ورود به کربلا نواحی قبر شریف را از ساکنان نینوا غاضریه به مبلغ شصت هزار درحم خرید و به عنوان صدقه و وقف به خود آنان سپرد . بدین شرط که مردمان را به قبر او راه نمایند و زائران او را نیز سه روز میهمان کنند . امام صادق (ع) فرموده است : حرم امام حسین که آنرا خریده چهار میل ( هر میل 1609 ) در چهار میل است و برای فرزندان و وابستگان او حلال و بر دیگران کسانی که با او مخالفند حرام است و این سرزمین را برکتی است .
در کامل الزاریات به نقل از امام صادق از چهار سو پنج فرسنگ حرم حسینی داشته شده است و در همان جا به نقل از امام باقر آمده ست که خلق الله تعالی کربلا قبل ان یخلق لکعبه باربعه و عشرین الف عام و قدسها و بارک علیها فمازالت قبل ان یخلق مقدسه مبارکه و لا تزال کذالک و یجعلها افضل ارض فی الجنه خداوند بزرگ کربلا را بیست و چهار هزار سال پیش از آفرینش کعبه آفرید و آن را زمینی مقدس و مبارک قرار داد . این زمین پیش از خلقت انسان مقدس و مبارک و پس از آن نیز چنین بوده است . کربلا برترین زمین در بهشت است .
1- کربلا و حرم های مطهر ، صص 33-34
2-کامل الزیارات ، این قولویه ،صص 270-272
 

اسامی و نام های کربلا

کربلا با نام های زیادی خوانده شده که به بیش از بیست اسم می رسد ؛ که به مهم ترین آنها اشاره می کنیم :
 
1- کربلا ، کلمه ای که اسم هیچ مکانی در شهرت و قداست به پایش نمی رسد و در تفسیر این کلمه چه حرف ها که گفته نشده است :
 
الف : بعضی معتقدند ریشه کربلا از کلمه " کربله " گرفته شده و کربله یعنی به سستی گام برداشتن ، یا سست شدن گام ها وعرب ها زمانی که بخواهند از بی حال و با کسالت راه رفتن کسی حکایت کنند ، می گویند : جاد یمشی مکربلا ، یعنی فلانی آمد درحالی که به سستی گام برمی داشت ( موسوعه العتبات المقدسه ، ج 8 ، قسم کربلا ، ص9 ) تو گویی سرزمین کربلا چنان بوده است که هر کسی که به آن جا می رسید احساس خاصی برایش دست می داد و گام هایش سست می شد ، چنان که کمیت قلم تا به ساحت مقدس کربلا می رسد می لنگد و خود را می بازد . در کتب مقاتل نیز داستان های زیادی نقل شده که هر یک از پیامبران گذشته که گذرش به کربلا می افتاد بی اختیار اندوهناک و غمگین می شد و به امت خویش خبر می داد که در این سرزمین حادثه ای بس بزرگ و بسیار غم بار رخ خواهد داد .
 
ب : کربلا ، از کلمه " کربال " گرفته شده و کربال یعنی غربال کردن و تمیز و پاک کردن ، گفته می شود : کربلت الحنطه ، یعنی گندم را غربال کردم و آن را از خاک و خاشاک پاک گردانیدم . به کربلا نیز به خاطر این کربلا گفته اند که زمینی خالی از ریگ وسنگ و بدون درخت یا گیاهان هرز و مزاحم ، مثل این که کسی آن را پاک کرده و برای کشت آماده کرده باشد . ( موسوعه العتبات المقدسه ، ج 8 ، قسم کربلا ، ص9) راستی که اسم با مسمایی است ! کربلا یعنی غربال تاریخ ، غربالی که همیشه و در طول تاریخ شریف را از ضعیف و مردان میدان را از رجزخوانان دروغین به خوبی جدا کرده و می کند ؛ چنان که بیدل دهلوی می گوید :
 
کیست در این انجمن ، محرم عشق غیور
ما همه بی غیرتیم ، آینه در کرب و بلاست
 
ج : کربلا ، از دو واژه آشوری " کرب " و " ایلا " ترکیب یافته است ، یعنی حرام خدا و خانه خدایگان ( مدینة الحسین ، ص1)
 
د : این کلمه در اصل فارسی بوده و از دو کلمه " کار " و " بالا " گرفته شده است یعنی کار آسمانی و ارزشمند ، به عبارتی جایگاه نماز و نیایش ( همان ، ص1)
 
ه : در اصل " کوربابل " بوده است ، یعنی روستاهای شهر بابل ( نهضة الحسین (ع) ، ص66)
 
و : توسط خود حضرت سید الشهدا و پدرش علی ( علیهم السلام ) و جدش رسول اکرم (ص) ، کربلا به کرب و بلا ، یعنی درد و بلا و امتحان و ابتلاء تفسیر شده است ( مدینة الحسین ، ص1) ادباء و شعرای شیعه نیز همین تفسیر را برگزیده اند ، که به عنوان نمونه یکی از شاعران شیعی سید اسماعیل حمیری از کربلا چنین یاد می کند :
 
کربلا یا دار کرب و بلا ( دیوان السید الحمیری ، ص58)
 
و بزرگ اندیشمند شیعی ، مرحوم سید شریف رضی چنین می گوید :
 
کربلا ! لازلت کربلا و بلا
مالقی عندک آل المصطفی
 
کم علی تربک ، لما صرعوا
من دم سال و من دمع جری ( دیوان سید رضی ، ج1، ص44)
 
ای کربلا تو همیشه انبوهی از اندوه و بلا را به یاد می آوری ، به سبب آن چه که در خاک تو به آل پاک محمد مصطفی (ص) رسید . هنگامی که کشته شدند چه خون ها که ریخته شد و چه اشک ها که جاری شد .
 
2- حایر ؛ پس از کربلا ، بیش از دیگر نام ها ، حایز اهمیت بوده است و کربلا در کتاب های فقهی بیشتر با همین نام ، عنوان می شود و فقها مسایل خاصی را که در خصوص حائر و احکام و حدود آن می باشد ، در ذیل همین عنوان بحث و بررسی می کنند .
 
3- حیر ، مخفف همان حایر است ، حیر یا حائر یعنی جایی که آب در آن جا حیران می ماند و به دور خود می پیچد و گودال قتلگاه امام حسین ( علیه السلام ) در همین مکان مقدس واقع شده است و جسد انورش نیز در آن جا مدفون است .
 
4- نواویس ، در اصل و پیش از اسلام نام گورستانی بود که مسیحیان مردگان خود را درآن جا دفن می کردند . جالب این که پیشوای شهیدان حضرت ابا عبدالله امام حسین ( علیه السلام ) در ضمن یکی از خطبه های معروفش این کلمه را به کار برده است آن گاه که حضرتش از حریم جدش خارج شده بود و در ظاهر به سوی کوفه و در واقع رو به سوی ابدیت ، می رفت که قیامت تاریخ را برپا کند و قیام عشق را قنوت جاودانه بخشد و هنگامی که از مدینه حرکت کرده بود تا هنگامه حماسه های همیشه جاوید و ماندگارش را بیافریند ، چنین فرمود : خط الموت علی ولد ادم مخط القلاده علی جید الفتاه ، و ما أولهنی إلی أسلافی اشتیاق یعقوب إلی یوسف و خیرلی مصرع أنا لافیه ، کأنی بأوصالی تتقطعها عسلان الفلوات ، بین النواویس و کربلاء ... مرگ برای فرزندان آدم چه زیبا نوشته شده است ؛ نوشتاری که در لطافت به نقشی می ماند که گردن بند ، در گردن دخترکان جوان می کشد و من برای سرکشیدن جام جان بخش شهادت و به دیدار صالحان سلف همان قدر مشتاقم که یعقوب به دیدار پسرش یوسف ، دست تقدیر الهی ، برای من قتلگاهی برگزیده است که من به دیدارش خواهم شتافت ، می بینم که به همین زودی ها گرگ های گرسنه ‌نواویس و کربلا مرا در محاصره انداخته و بندبند اعضای بدنم را از هم جدا می کنند ... ( بلاغة الحسین (ع) ، خطبه23، ص144، به نقل از لهوف سید بن طاووس ) 
 
5- طف الفرات ، کنار فرات .
 
6- طف .
 
7- شاطی الفرات ، این هر سه اسم تقریبا به یک معنا است و طف به زمین هایی که مشرف به دریا باشند یا در لب رودخانه قرار داشته باشند ، اطلاق می شود سرزمین کربلا را به خاطر چند چشمه ای که در آن بوده و کربلا را در کنار خویش گرفته بودند طف گفته اند . چشمه هایی مانند : قطقطانیه ، رهیمه ، عین الجمل و نهر علقم . ( مدینة الحسین (ع)، ص12)
 
نام های دیگری نیز ذکر شده است از جمله :
 
8- نینوا ، که از اسم های معروف و قدیمی کربلاست .
 
9- موضع البلاء ، یا موضع الابتلاء .
 
10- محل الوفاء .
 
11- غاضریه .
 
12- ماریه .
 
13- قصر بنی مقاتل .
 
14- عقر بابل .
 
15- عمورا .
 
16- صفورا .
 
17- نوائح ، یعنی ناله ها و نوحه ها .
 
18- شفاثا ، که در عرف مردم " شثاثه " خوانده می شود . ( بعضی " شفیه " نیز نقل کرده اند به نقل از کتاب تراث کربلاء ، ص20)
 
19- مدینة الحسین ( علیه السلام ).
 
20- مشهد الحسین ( علیه السلام ) .
 
21- بقعه مبارکه ( تراث کربلا ، ص19)
 
و اسامی متعدد دیگر ...
برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, احادیث محرم, تاریخچه کربلا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

امام حسین (ع) :

مبادا کاری کنی که عذرت باید به راستی که مؤمن بدی نکند و پوزش نخواهد و منافق پیوسته بدی کند و عذر بخواهد
منبع :  تحت‌العقول

امام حسین (ع) :

از ستم به کسی که در برابر تو یاوری جز خدا ندارد بپرهیز .
منبع :  تحت العقول

امام حسین (ع) :

هرگاه خداوند بخواهد بنده‌ای را به تدریج در عذاب خود فرو گیرد چنان کند که به او نعمت فراوان دهد و توفیق سپاس ندهد .
منبع :  تحت العقول

امام حسین (ع) :

خدایا ! مرا از دانش نهفته در گنجینه خویش بیامرز و در سراپرده امن خود ایمن دار
منبع :  مفاتیح‌الجنان – دعای عرفه 

امام سجاد (ع) :

عباس را نزد خدا منزلی است که روز قیامت همه شهیدان بر آن رشک می برند
منبع :  الخصال ج 1 ص 68 

امام حسین (ع) :

چیزی بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد
منبع :  جاء‌العیون ج 2 ص 205 

امام حسین (ع) :

خداوند قائم ما را از پس پرده غیب برون آور و آن گاه او از ستمگران انتقام گیرد
منبع :  اثبات الهداء ج 7 ص 138 

امام حسین (ع) :

من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمگران را جز ننگ نمی دانم .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهدا (ع) 

امام حسین (ع) :

بنی ‌امیه مرا رها نکنند تا جان مرا بگیرند هرگاه چنین کنند خدا بر آنان کسانی را مسلط خواهد کرد که آنها را ذلیل و خوار خواهد ساخت .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهدا (ع) 

امام حسین (ع) :

مگر نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل پرهیز نمی شود ، در این حال سزاوار است که مؤمن لقای پروردگار را طلب نماید .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهداء 

امام حسین (ع) :

ای مردم ! رسول خدا (ص) فرمود : " هر کس سلطان ستمگر ، پیمان ‌شکن ، حلال ‌کننده حرام ها و مخالف با سنت رسول خدا (ص) را ببیند و در برابر او برنخیزد جایگاهش با او در جهنم است .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهداء 

امام حسین (ع) :

خدای را بپرهیز از اینکه جزو کسانی باشی که با ما می جنگد . سوگند به خدا اگر کسی فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند خدا او را به رو در آتش می افکند .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهداء 

امام حسین (ع) :

رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهداء 

امام حسین (ع) :

مردم بندگان دنیا هستند و دین آنها جز سخن بر زبانشان نیست تا آنگاه که زندگیشان بچرخد دنبال دین می روند و هرگاه بنای امتحان و آزمایش پیش آید دینداران بسیار اندک می شوند .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهداء 

امام حسین (ع) :

هیهات ما به ذلت تن نخواهیم داد . خدا و رسول او و مؤمنان (ع) هرگز برای ما ذلت و خواری را نپسندیدند ، دامن های پاکی که ما را پروریده و سرهای پر شور و مردان غیرتمند هرگز طاعت فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند .
منبع :  کتاب همراه سیدالشهداء

پیامبر اکرم (ص) :

ای مردم ، این حسین بن علی است ، او را بشناسید ؛ قسم به آن که جانم در دست اوست ، او در بهشت است ، دوستدانش در بهشت ‌اند و دوستداران دوستدارانش نیز در بهشت‌ اند " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 12

رسول خدا (ص) :

رسول خدا (ص) فرمود : " شهادت حسین (ع) حرارتی در دلهای مؤمنان افروخته که تا ابد خاموشی ناپذیر است " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 14

امام صادق (ع) :

" ای ابوعمار ، درباره حسین بن علی (ع) شعری برایم بسرای " . ابوعمار گوید : شعری سرودم و امام گریست ؛ به خدا سوگند پی در پی شعر می سرودم و آن حضرت می گریست ، تا اینکه صدای گریه از اهل خانه نیز به گوش رسید . سپس به من فرمود : " ای ابوعمار ، کسی که شعری برای حسین (ع) بسراید و پنجاه نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت ، کسی که شعری برای حسین (ع) بسراید و سی نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت ، کسی که شعری برای حسین (ع) بسراید و بیست نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت ، کسی که شعری برای حسین (ع) بسراید و ده نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت ، کسی که شعری برای حسین (ع) بسراید و یک نفر را بگریاند پاداش بهشت خواهد داشت ، کسی که شعری برای حسین (ع) بسراید و [ خود ] بگرید پاداش بهشت خواهد داشت و کسی که شعری درباره حسین (ع) بسراید و خود را به گریه درآورد پاداش بهشت خواهد داشت " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 16

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : " فاطمه دختر محمد (ع) نزد زائران قبر فرزندش حسین (ع) حضور می یابد و برای گناهانشان طلب آمرزش می کند " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 17

امام صادق (ع) :

خدا لعنت کند کشنده حسین (ع) را ، چه قدر یاد [ شهادت ] حسین (ع) زندگی را ناگوار می سازد ! من هیچ گاه آب سردی ننوشیدم ، مگر اینکه حسین (ع) را یاد کردم ؛ و هیچ بنده ای نیست که آب بنوشد و حسین (ع) را یاد کند و کشنده اش را لعنت فرستد ، مگر اینکه خداوند صد هزار حسنه برایش می نویسد ، صد هزار گناه او را پاک می سازد ، صد هزار درجه او را بالا می برد ، گویی صد هزار بنده را آزاد کرده است و خداوند در روز قیامت او گشاده رو محشور می کند " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 18و 19

امام باقر (ع) :

" اگر مردم می دانستند که زیارت قبر حسین (ع) چه فضیلتی دارد ، از شوق جان می دادند و از حسرت ، پیکرشان پاره پاره می شد " . گفتم : آن چه [ فضیلتی ] است ؟ فرمود : " کسی که از روی شوق به زیارت او آید ، خداوند هزار حج مقبول ، هزار عمره نیکو ، پاداش هزار شهید از شهدای بدر ، پاداش هزار روزه دار ، ثواب هزار صدقه پذیرفته شده و هزار بنده آزاد کردن با نیت خالص برای خدا را برایش می نویسد و در آن سال از هر آفت و بلایی که کمترین آن شیطان است محفوظ می دارد و فرشته ای گرانمایه بر او گماشته می شود که او را از روبرو ، پشت سر ، سمت راست ، سمت چپ ، بالای سر و پائین پا نگاه می دارد . اگر در آن سال بمیرد ، فرشتگان رحمت نزد او حضور می یابند و در مراسم غسل و کفن او شرکت می کنند و برایش طلب آمرزش می نمایند و با استغفار بر او وی را تا قبرش مشایعت می کنند . [ بعد از اینکه او را در قبر نهادند ] قبر به اندازه دیدش برایش گسترده می شود ، خداوند او را از فشار قبر و ترس ‍‍‍‍‍‍‍] دو فرشته ] منکر و نکیر ایمن می دارد و دری به سوی بهشت برایش گشوده می شود . [ در محشر نیز ] نامه اعمالش را به دست راستش می دهند و روز قیامت به او نوری می بخشند که ما بین شرق و غرب را روشن می سازد ، و ندا کننده ای ندا در می دهد ، این پاداش کسی است که حسین (ع) را از روی شوق زیارت کرده است . پس از قیامت کسی باقی نمی ماند مگر اینکه آرزو کند که [ کاش ] از زائران حسین (ع) می بود " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 20 و 21

امام حسین (ع) :

از امام حسین (ع) روایت شده است که فرمود : " این سخن پیامبر (ص) نزد من راست آمد که فرمود : " برترین کارها پس از نماز شاد کردن دل مؤمن است ، که در آن گناهی نباشد " . زیرا که من غلامی را دیدم که به سگی غذا می داد ؛ از او علت را پرسیدم ، گفت : ای فرزند رسول خدا ، من غمگینم و از شاد کردن آن شادی می طلبم ، زیرا که اربابی یهودی دارم که تصمیم به جدایی از او دارم . حسین (ع) نزد ارباب او آمد و دویست دینار بهای غلام را به یهودی داد . یهودی گفت : به مناسبت قدم رنجه شما غلام را به شما و این بوستان را به او بخشیدم و این پول را هم به شما باز گرداندم . [ امام حسین (ع) ] فرمود : من هم این پول را به تو بخشیدم . [ یهودی ] گفت : آن را پذیرفتم و به غلام بخشیدم . حسین (ع) فرمود : من غلام را آزاد ساختم و همه آنها را به او بخشیدم . زن یهودی گفت : من اسلام آوردم و مهرم را به همسرم بخشیدم . یهودی گفت : من هم مسلمان گشتم و این خانه را به همسرم بخشیدم " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 26

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : " روزی رسول خدا (ص) در خانه فاطمه (س) بود و حسین (ع) را در آغوش داشت ، که آن حضرت گریست و به سجده رفت ، سپس فرمود : ای فاطمه ، ای دخت محمد ! بزرگ والامقام [ جبرئیل امین ] هم اکنون در سرای تو در نیکوترین سیما و آراسته ترین هیئت بر من آشکار شد و مرا گفت : ای محمد ! آیا حسین را دوست داری ؟ گفتم : پروردگارا او نور دیده و گل خوشبوی و میوه دل و پوست میان چشمان من است . پس از آن در حالی که دست بر سر حسین (ع) نهاده بود گفت : ای محمد ! مبارک باد آن فرزندی که برخوردار از برکات و صلوات و رحمت و [ مقام ] رضوان من است ، و لعنت و خشم عذاب و خواری و نقمتم شامل کسی است که او را بکشد و به دشمنی و پیکار با او بپردازد . آگاه باش که او سرور شهیدان اولین و آخرین در دنیا و آخرت است . او آقای جوانان اهل بهشت از میان همه مردم است ... " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 29     

امام باقر (ع) :

امام باقر (ع) فرمود : " هنگامی که آن مصائب ناگوار بر حسین (ع) وارد آمد ، بر پیکر وی سیصد و بیست و اندی ضربه نیزه و شمشیر و تیر یافت شد و روایت شده است که همگی این جراحتها از مقابل آن حضرت بوده است ، زیرا که حسین (ع) هیچ گاه [ به دشمن ] پشت نمی کرد " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 31  

پیامبر اکرم (ص) :

حسین از من است و من از حسینم . خداوند دوست می دارد هر که حسین را دوست بدارد .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 32 و 33    

امام باقر (ع) :

امام باقر (ع) فرمود : " پیامبر (ص) در خانه ام سلمه بود ، به او فرمود : کسی نزد من نیاید . حسین (ع) که در آن هنگام کودک بود فرا رسید و ام سلمه نتوانست او را باز دارد ، تا اینکه نزد پیامبر (ص) آمد . در پی او نیز ام سلمه وارد شد . مشاهده کرد که حسین (ع) بر سینه پیامبر (ص) نشسته است و آن حضرت چیزی در دست دارد و آن را می بوسد . پیامبر (ص) فرمود : ای ام سلمه ، این جبرئیل مرا آگاه می سازد که این [ پسرم ] کشته می شود و این خاکی است که بر آن کشته می گردد ، آن را نزد خود نگاه دار ، هر گاه که به خون تبدیل شد براستی حبیبم [حسین (ع) ] کشته شده است . ام سلمه گفت : ای رسول خدا ، از خدا بخواه که آن را از او دور سازد . فرمود : چنین کردم ، اما خدای صاحب عزت و جلال به من وحی کرد که او مرتبه ای دارد که هیچ یک از آفریدگان به آن دست نمی یازد و نیز شیعیانی دارد که درخواست شفاعت می کنند و خداوند هم شفاعتشان را می پذیرند . [همچنین ] مهدی (ع) از فرزندان اوست . پس خوشا به حال کسی که از دوستان و شیعیان حسین (ع) باشد ؛ آنان ، به خدا سوگند ، در روز قیامت سعادتمند خواهند بود " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 37 و 38     

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : " چون حسین (ع) زاده شد ، خدای صاحب عزت و جلال جبرئیل را فرمان داد تا با هزار فرشته فرود آید و رسول خدا (ص) را از جانب خدای تعالی و جبرئیل تبریک گویند . جبرئیل در هنگام فرود آمدن از یکی از جزائر دریا گذشت که در آن فرشته ای بود به نام فطرس از حاملان [ عرش ] ؛ خداوند عزیز و شکوهمند او را در پی کاری برانگیخته بود و او در آن تأخیر ورزید [ و خداوند به کیفر آن ] بالش را شکست و او را در آن جزیره افکند . او تا هنگام ولادت حسین (ع) هفتصد سال خدا را عبادت کرده بود . [ فطرس ] ملک به جبرئیل گفت : کجا می روی ؟ گفت : خدای عزوجل به محمد (ص) نعمتی بخشیده و من برانگیخته شدم تا به او از جانب خدا و خودم تبریک گویم . [ فطرس ] گفت : مرا هم با خود بردار شاید محمد (ص) برایم دعا کند . [ جبرئیل ] او را با خود برداشت . چون جبرئیل به خدمت پیامبر (ص) رسید و به آن حضرت از جانب خدای عزوجل و خود تبریک گفت ، حال فطرس را هم بیان کرد . پیامبر (ص) فرمود : به او بگو : خود را به این نوزاد بسای و به جایگاه [ و مقام ] خویش بازگرد . فطرس خود را به حسین (ع) سایید [ و بال و پرش ترمیم یافت ] و پرواز کرد . سپس گفت : ای رسول خدا ، آگاه باش که امتت او را خواهند کشت و من به جبران [ این احسان ] هیچ زائری نیست که او را زیارت کند ، مگر اینکه زیارتش را به وی برسانم ، هیچ مسلمانی بر او سلام نمی کند مگر اینکه سلامش را به وی ابلاغ کنم و هیچ درود فرستنده ای نیست که بر او درود فرستد مگر اینکه درودش را به وی برسانم . با گفتن این سخنان ، فطرس پرواز کرد [ و از دیده ها پنهان شد ] " . ابن عباس گوید : " این فرشته در بهشت به رهین احسان حسین بن علی (ع) شناخته می شود " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 42 و43 و 44     

امام حسین (ع) :

امام حسین (ع) فرمود : " من به نزد رسول خدا (ص) رفتم ، در حالی که ابی بن کعب در خدمت ایشان بود . پیامبر خدا (ص) فرمود : " آفرین بر تو ای ابا عبدالله ! ای زیور آسمانها و زمینها ! ابی به آن حضرت عرض کرد : چگونه کسی جز شما می تواند زیور آسمانها و زمینها باشد ؟ ! فرمود : ای ابی ، سوگند به آن که مرا بحق به پیامبری برانگیخت ، حسین بن علی (ع) در آسمان عظمت فزونتری دارد تا در زمین ، و در سمت راست عرش خدای عزیز و شکوهمند نوشته شده است . [ حسین ] چراغ هدایت و کشتی نجات است ، پیشوای نیکی و برکت و شکوه و فخر و علم و تقواست ... ".
 
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 45 و 46   

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : " علی (ع) به حسین (ع) فرمود : ای ابا عبدالله (ع) ، تو از پیش اسوه مردم بوده ای . [ حسین (ع) ] عرض کرد : فدایت شوم ، حال من چگونه است ؟ فرمود : تو دانشی داری که ایشان بدان نادان ‌اند و زود است که دانشمند از دانش خود بهره جوید . ای فرزندم ، گوش فرادار و بینا باش ، قبل از آنکه [ واقعه ای ] تو را در یابد . قسم به آن که جانم در دست اوست ، بنی امیه خون تو را می ریزند ، اما نمی توانند تو را از آئینت برگردانند و از یاد پروردگارت غافل سازند . حسین (ع) فرمود : قسم به آن که جانم در دست اوست کافی است . من بدانچه خدا فرود آورده است اقرار کردم و سخن پیامبر خدا را تصدیق می کنم و سخن پدرم را دروغ نمی شمارم ".
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 48 و 49      

امام صادق (ع) :

همه ساله به زیارت حسین (ع) بشتابید ، زیرا هر کس شناسای حق [ امامت ]‌ او باشد و او را انکار نورزد و به زیارت او نائل شود ، پاداشی جز بهشت نخواهد داشت و از روزی گسترده ای برخوردار خواهد شد و خداوند گشایشی سریع در کار او ایجاد خواهد کرد . هر آینه خداوند بر قبر حسین بن علی (ع) چهار هزار فرشته گماشته است که همگی بر او گریان اند و زائر او را تا [ رسیدن به ] خانواده اش مشایعت می کنند ، اگر بیمار شد به عیادت او می روند و اگر درگذشت در تشییع جنازه او حضور می یابند و برایش طلب آمرزش و رحمت می کنند " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه52 و 53    

امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) فرمود : " روز [ شهادت امام ] حسین (ع) پلک چشمان ما را مجروح و اشک های ما را جاری ساخت ، عزیز ما را در سرزمین پریشانی و بلاخوار کرد و تا روز پایان [ یعنی قیامت ] پریشانی و بلا را در ما به یادگار گذاشت . پس گریه کنندگان باید بر همانند حسین (ع) بگریند ، که گریه بر او گناهان بزرگ را فرو می ریزد " . سپس فرمود : " پدرم با فرا رسیدن ماه محرم خندان دیده نمی شد و اندوه و آشفتگی بر او چیره می گشت ، تا اینکه ده روز از آن بگذرد ، روز دهم [ روز عاشورا ] روز مصیبت و اندوه و گریه او بود و می فرمود : در این روز است که حسین - که درود خدا بر او باد - کشته شد " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 60  

امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) در ضمن حدیث به ربان بن شبیب فرمود : " ای پسر شبیب !‌ اگر برای چیزی گریان شدی ، بر حسین بن علی بن ابی طالب (ع) اشک ببار ، زیرا او را مانند گوسفند [ از پشت ] سر از پیکرش جدا ساختند و هجده مرد از خانواده او ، که در زمین بی مانند بودند ، همراه او کشته شدند و براستی که آسمان های هفتگانه و زیمن ها در قتل او گریستند . چهار هزار فرشته برای یاری او بر زمین فرود آمدند ، اما اجازه نیافتند . و ایشان آشفته و غبار آلود تا قیام قائم (ع) نزد قبر او هستند [ و پس از ظهور ] از یاران او هستند و شعارشان خوانخواهی حسین (ع) است " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 61و 62  

امام صادق (ع) :

فرمود : " مصیبت روز کشته شدن حسین (ع) بس بزرگتر از مصیبت دیگر ایام [ سوگواری ] است ، و این از آن لحاظ است که خاندان کسا ، که گرامی ترین مردم نزد خدایند ، پنج نفر بودند ؛ چون پیامبر (ص) از جمع آنان درگذشت ، امیر المؤمنین و فاطمه و حسن و حسین (ع) باقی ماندند و مایه تسلی و آرامش مردم بودند . با درگذشت [ شهادت ] فاطمه (س) امیر المؤمنین و حسن و حسین (ع) تسلی بخش مردم به شمار می امدند . با درگذشت امیر المؤمنین (ع) حسن و حسین (ع) ملجأ و مایه آرامش مردم بودند و چون حسن (ع) درگذشت مردم به حسین (ع) آرامش می جستند . اما با کشته شدن حسین (ع) دیگر از اصحاب کسا ، کسی باقی نماند که بدو تسلی جویند و رفتن او برابر با رفتن همه آنان بود ، همان گونه که باقی ماندن او برابر با باقی ماندن تمامی آنان به شمار می امد . از این رو مصیبت روز [ شهادت ] او از دیگر ایام مصائب [ شهادت خاندان پیامبر (ص) ] بزرگتر است " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 64 و 65    

امام سجاد (ع) :

امام سجاد (ع) فرمود : " سخت ترین روزی که بر رسول خدا (ص) گذشت ، روز [ غزوه ] احد بود که در آن عمویش حمزه بن عبدالمطلب - که شیر خدا و شیر پیامبرش بود - کشته شد ، و پس از آن ، روز [ جنگ ] موته بود که در آن پسر عمویش جعفر بن ابی طالب کشته شد . سپس فرمود : اما هیچ روزی همانند روز حسین (ع) نیست ، که سی هزار مرد [ جنگاور ] بر او روی آوردند و می پنداشتند که از این امت هستند و همگی آنان با ریختن خون او به خدای عزوجل تقرب می جستند ، در حالی که او خدا را به یاد آنان می اورد ، اما آنان پند پذیر نبودند تا اینکه او را به ظلم و ستم و دشمنی کشتند " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 68 و 69  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) از آباء گرامی خود از امام حسین (ع) نقل می کند که فرمود : " من کشته گریه ام . هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند ، مگر اینکه گریان می شود " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 70  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : " هر گونه گریه و بی تابی برای بنده در هر جا که بی تابی کند مکروه و ناپسند است ، مگر گریه بر حسین بن علی (ع) که پاداش و ثواب دارد " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 71    

امام باقر (ع) :

امام باقر (ع) فرمود : " چون حسین (ع) بر رسول خدا (ص) وارد شد ، او را به سوی خود می کشید [ و به بازی می گرفت ] و به امیر المؤمنین می فرمود که او را بگیرد و سپس [ پیامبر (ص) ] بر او می افتاد و او را می بوسید و می گریست . [ امام حسین (ع) ] می گفت : پدر جان ! چرا می گریی ؟ می فرمود : پسرم ! جای شمشیر ها را که بر پیکر تو وارد می شوند می بوسم و می گریم . فرمود : پدرجان ! مگر من کشته می شوم ؟ فرمود : آری به خدا ، پدر و برادرت و تو [ کشته می شوید ] . [ امام حسین (ع) ] فرمود : پدر جان ! آیا قتلگاههای ما پراکنده خواهد بود ؟ فرمود : آری پسرم . [ امام حسین (ع) عرض کرد ] : چه کسی از امتت ما را زیارت می کند ؟ فرمود : مرا و پدر و برادرت و تو را جز صدیقان از امتم زیارت نمی کنند " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 71  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : " چون قصد زیارت حسین (ع) را کردی ، در حالی که پریشان ، غمناک ، مصیبت دیده ، ژولیده ، غم آلود ، گرسنه و تشنه ای او را زیارت کن ، زیرا حسین (ع) در حالی کشته شد که غمگین ، مصیبت دیده ، ژولیده ، غم آلود ، گرسنه و تشنه بود . از او حوائجت را بخواه و بازگرد . و آن [ کربلا ] را وطن خود قرار مده " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 74  

امام صادق (ع) :

مردی از اهل طوس به امام صادق (ع) گفت : ای فرزند رسول خدا ، کسیکه قبر ابا عبدالله الحسین (ع) را زیارت کند و بداند که او امامی است که از جانب خدای عزوجل پیرویش بر بندگان واجب است ، چه [ پاداشی ] خواهد داشت ؟ امام صادق (ع) فرمود : خداوند گناهان گذشته و آینده اش را می امرزد و شفاعتش را درباره هفتاد هزار گنهکار می پذیرد ، و نزد قبر او [ ابا عبدالله الحسین (ع) ] هر حاجتی که از خدای عزوجل بخواهد ، خداوند حاجتش را برآورد - تا پایان حدیث " .
منبع :  کتاب چهل حدیث صفحه 85 و 86      

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : سوره فجر را در نماز های واجب و مستحب خود بخوانید زیرا این سوره امام حسین (ع) است و به آن دل ببندید . خدا شما را رحمت کند و بیامرزد . ابواسامه که در مجلس حاضر بود ، پرسید : چرا این سوره مخصوص امام حسین (ع) است ؟ امام فرمود : آیا نمی شنوی سخن حق را که می فرماید : ای نفس مطمئن .... ، مقصود امام حسین (ع) است زیرا او است که نفس مطمئن است و از خدا راضی و خدا از او راضی است و اصحاب او از آل محمد از خداوند روز قیامت راضی هستند و او از آنان راضی است . این سوره درباره امام حسین (ع) و شیعیان و شیعه آل محمد خصوصاً وارد شده است هر که بر آن سوره مداومت کند ، همراه با امام حسین (ع) و درجه اش در بهشت است و همانا خداوند غالب و حکیم است .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 56  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : برترین تربت زمین ، تربت سید الشهداء است . سجده بر آن حجاب های هفتگانه را کنار می زند .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 61      

امام صادق (ع) :

امام (ع) به مسمع فرمود : آیا متذکر می شوی با حسین چه کردند ؟ عرض کرد آری ، فرمود : آیا جزع و گریه می کنی ؟ گفت: آری ، به خدا سوگند گریه می کنم و آثار غم و اندوه در صورتم ظاهر می شود . حضرت فرمود : " خدای اشک چشمت را رحمت کند . آگاه باش که تو از آن اشخاص هستی که از اهل جزع برای ما شمرده می شوند ، به شادی ما شاد و به حزن ما محزون و اندوهناک می گردند . آگاه باش که بزودی هنگام مرگ ، پدرانم را بر بالین خود حاضر می بینی ، در حالی که به تو توجه کرده و ملک الموت را درباره تو بشارت می دهند ، و خواهی دید که ملک الموت در آن هنگام از هر مادر مهربان به فرزندش ، مهربانتر است " . سپس فرمود : " کسی که بر ما اهل بیت به خاطر رحمت و مصائب وارده بر ما گریه کند ، رحمت خدا شامل او می شود قبل از اینکه اشکی از چشمش خارج گردد ؛ پس زمانی که اشک چشمش بر صورت جاری شود اگر قطره ای از آن در جهنم بریزد ، حرارت آن را خاموش کند ، و هیچ چشمی نیست که گریه کند بر ما مگر آنکه با نظر کردن به کوثر و سیراب شدن با دوستان ، خوشوقت می گردد " .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 65 و 66 

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : تربت امام حسین (ع) شفای هر بیماری است .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 61  

امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) فرمود : هر کس که عاشورا ، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد ؛ خداوند ، روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 72  

امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) فرمود : براستی محرم ماهی است که مردمان عهد جاهلیت جنگ و خونریزی را در آن حرام می شمردند لیکن خون های ما را در این ماه حلال شمردند ، و حرمت ما را شکستند و فرزندان و زنان را به اسارت کشیدند و آتش در خیمه های ما افروختند و آنچه در آنها زاد و توشه داشتیم به یغما بردند و حرمت رسول الله (ص) را در امر ما نگاه نداشتند .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 74  

امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) فرمودند : کسی که در روز عاشورا دست از کسب و کار بکشد ؛ خداوند ، حوائج دنیا و آخرت وی را برآورد و کسی که روز عاشورا در ماتم و عزا بسر ببرد ؛ خداوند متعال روز قیامت را روز شادی و سرور قرار دهد و با دیدار ما ، در بهشت ، چشم او را روشن گرداند ( و افزود ) کسی که روز عاشورا را روز برکت بنامد و بعنوان عیدی چیـزی را به منزل ببرد خدا آن را بر او مبارک نگرداند و در قیامت با یزید و عبیدالله و عمر سعد محشور شود و در اسفل السافلین در جهنم درافتد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 74  

امام باقر (ع) :

امام باقر (ع) فرمودند : بر مؤمنان لازم است روز عاشورا را در ماتم بسر برند و به یکدیگر که رسیدند ، بگویند : عظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا بالحسین و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه المهدی من آل محمد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 75  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) به جعفر بن عفان فرمودند : هیچ کس نیست که درباره حسین (ع) شعری بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آن که خداوند ، بهشت را بر او واجب می کند و او را می امرزد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 78 

پیامبر اکرم (ص) :

پیامبر اکرم (ص) فرمود : درود خدا بر گریه کنندگان و عزاداران حسین (ع) و نیز بر کسانی که بر دشمنان حسین لعن و نفرین می فرستند و نیز درود خدا بر آنان که دل آنان مملو از خشم و کینه نسبت به قاتل حسین (ع) است ، کسی که به قتل حسین (ع) راضی باشد ؛ در قتل او شریک است .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 83  

امام رضا (ع) :

امام رضا (ع) فرمودند : کسی که مصیبت ما را به یاد آورد و بر مظلومیت ما گریه کند در قیامت با ما هم درجه خواهد بود و کسی که از مصائب ما پیش او بازگو کنند و او بگرید و یا دیگران را بگریاند در روزی که همه دیدگان گریانند ، نمی گرید و کسی که در مجلسی و محفلی شرکت جوید که در آن امر ما احیاء گردد در روزی که همه قوب به نوعی می میرند قلب او نمی میرد . ( محزون و افسرده نیست ) .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 84  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمود : علی بن الحسین بر پدرش حسین بن علی (ع) بیست سال گریست هیچ طعامی در برابر او نمی نهادند مگر آنکه می گریست تا آنجا که یکی از خادمان او گفت فدایت شوم ، ای فرزند رسول خدا ، من می ترسم شما با این وضع از بین بروید . فرمود : حزن و غم بی پایان خود را نزد خدا شکوه می کنم و از خدا می دانم آنچه را که نمی دانید من هیچگاه قتلگاه فرزندان فاطمه را به یاد نمی اورم مگر آنکه گریه راه گلویم را می گیرد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 95 

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) شنیدیم که فرمود : پس از آنکه ابا عبدالله حسین بن علی (ع) رخت از این جهان بربست ، آسمان ها و زمین های هفتگانه و ساکنان درون آنها و ساکنان میان آنها و هر که بر آنها می جنبد بر او گریستند بهشت بر او گریست ، دوزخ بر او گریست ، هر چه پروردگار ما آفرید و آنچه دیده می شود و دیده نمی شود ، بر او گریستند .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 101  

امام سجاد (ع) :

امام سجاد (ع) فرمودند : هر قومی که دیگانش به خاطر کشته شدن حسین (ع) پر از ا شک گردد به گونه ای که به صورتش روان شود خداوند غرفه هایی از بهشت را برای او اختصاص دهد ، که صدها سال در آن سکونت کند و چشمان هر مؤمـنی که به خاطـر آزارهائی که از نـاحیه دشمن در دنیا به ما رسید . اشک آلود شود و اشکش به گونه هایش سرازیر گردد . خداوند او را در منزل صدق ( جایگاه رفیع بهشت ) ساکن کند .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 102  

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمودند : حسین (ع) فرمود من کشته گریه ام که مرا در پریشانی کشتند و سزاوار است بر من که هیچ فرد پریشانی نزدم نیاید مگر آنکه خداوند او را با دل شاد به سوی خانواده اش بازگرداند .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 107 

امام صادق (ع) :

امام صادق (ع) فرمودند : هر که قبر حسین بن علی (ع) را در روز عاشورا زیارت نماید و عارف به حق او باشد ، همانند کسی است که خداوند را در عرش او زیارت نموده باشد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 115

امام کاظم (ع) :

امام کاظم (ع) فرمودند : هر که حسین (ع) را با شناخت به حق او زیارت کند . خداوند گناهان گذشته و آینده اش را می امرزد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 116 

رسول الله (ص) :

در کانون دلهای مؤمنان معرفتی ویژه نسبت به امام حسین (ع) وجود دارد .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 25 

رسول الله (ص) :

امام حسین (ع) چراغ هدایت و کشتی نجات است .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 25

رسول الله (ص) :

برای شهادت حسین (ع) حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود .
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 26  

رسول الله (ص) :

حسین از من است و من از حسین. خداوند هر که حسین را دوست بدارد ، دوست می دارد . حسین نوه‌ای از نواده‌های پیامبران است.
منبع :  کتاب پیام عاشورا صفحه 26 

امام هادی (ع) :

آرامگاه پاک امام حسین (ع) از روزی که حضرت در آن دفن شد باغی از باغ های بهشت بوده است .
منبع :  المحجه البیضاء ، ج4،ص65

موسی بن جعفر (ع) :

هر که زیارت قبر امام حسین (ع) کند در حالی که حق آن حضرت را بشناسد خدا گناهان گذشته و آینده اش را می امرزد .
منبع :  الحجه البیضاء ،ج4،ص45  

امام صادق (ع) :

آرامگاه مقدس امام حسین (ع) کانالی از کانال های بهشت است.
منبع :  الحجه البیضاء ،ج4،ص45

امام صادق (ع) :

در خاک قبر امام حسین (ع) شفای هر دردی است و آن دارو است .
منبع :  الحجه البیضاء ،ج4،ص45  

امام صادق (ع) :

میان قبر پاک امام حسین (ع) تا آسمان هفتم محل رفت و آمد فرشتگان است .
منبع :  الحجه البیضاء ،ج4،ص46  

امام صادق (ع) :

همانا زیارت کننده امام حسین بن علی (ع) زیارت کننده رسول اکرم (ص) است .
منبع :  بحار ، 98 ص 76  

امام صادق (ع) :

اگر بیماری از اهل ایمان حق و حرمت و ولایت حضرت امام حسین (ع) را بشناسد و باندازه سر سوزنی از خاک پاکش استشفا نماید ، دوا و شفایش خواهد شد .
منبع :  بحار ، ج 98 ، ص 125  

امام صادق (ع) :

کام کودکان نوزاد خود را با تربت حضرت امام حسین (ع) بگیرید زیرا که آن امان هر درد و بیماری است .
منبع :  بحار ، ج 98 ، ص 124  

امام صادق (ع) :

هر که را علت و بیماریی در رسد و به خاک پاک قبر مطهر امام حسین (ع) مداوا کند خداوند وی را از آن علت شفا دهد ، مگر آنکه بیماری او علت مرگ باشد .
منبع :  بحار ، ج 98 ، ص 124  

رسول الله (ص) :

درباره تربت حضرت امام حسین (ع) چنین فرموده است : خوشا به حال تو ای خاک ! و خوشا به حال آن کس که در تو شهید می شود .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 228  

رسول الله (ص) :

هر که دوست دارد به سرور و آقای بهشتیان بنگرد به حسین بن علی علیهما السلام نگاه کند .
منبع :  آثار الصادقین ، ج 3 ، ص 424  

ابی عبدالله (ع) :

هر بی تابی و گریه ای مکروه و ناپسند است جر بی تابی و گریه بر حسین علیه السلام .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 280 

حسین بن علی (ع) :

چشمان هیچ بنده ای بر ما اشک نریزد یا چشمانش بخاطر ( مصائب ما ) نگرید مگر این که خداوند سالها او را در بهشت جای دهد .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 279  

ابی عبدالله (ع) :

هر کس ما را یاد کند و یا در نزد او یادآوری شویم و از چشمانش به اندازه بال مگسی اشک فرو غلطد خداوند گناهانش را ببخشد ، و اگر چه گناهانش به اندازه کف دریاها باشد .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 278

ابی جعفر (ع) :

هر مؤمنی که چشمش برای شهادت حسین (ع) اشکی بریزد و آن اشک بر صورتش جاری شود خداوند او را در اطاق های بهشتی جای دهد که در آن سکوت نماید .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 285  

ابی عبدالله (ع) :

ما ( با مصائب و رنج ها ) نزد هر کس یاد شویم و از چشم هایش اشکی ریزد خداوند صورتش را بر آتش جهنم حرام فرماید .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 285  

ابی عبدالله (ع) :

امیر المؤمنین (ع) نگاهی بر حسین (ع) کرده ، فرمود : ای اشک و گریه اهل ایمان ( ای سرمشق و عبرت ایمانیان ) عرض کرد : پدر جان ! من ؟ فرمود : بلی پسرم .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 280

ابو عبدالله (ع) :

حسین (ع) ( و مصائب جانگداز او موجب ) گریه مؤمنین است .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 280  

امام حسین (ع) :

امام حسین (ع) فرمود : من برای عبرت و پند دیگران شهید می شوم .
منبع :  بحار ، ج 44 ، ص 280  

ابو عبدالله (ع) :

کربلاء از خاک بیت المقدس است .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 269 ، باب 88 ، ح 7  

ابی جعفر (ع) :

آدمیان و پریان و پرندگان آسمان و وحوش بیابان بر حسین بن علی علیهما السلام گریستند و از چشمانشان اشک روان گردید .
منبع :  بحار ، ج 45 ، ص 250 

ابی عبد الله (ع) :

آسمان جز بر حسین بن علی و یحیی بن زکریا علیهما السلام نگریسته است .
منبع :  بحار ، ج 45 ، ص 211  

ابو عبدالله (ع) :

سرزمین کربلا و آب فرات اولین زمین و نخستین آبی بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید .
منبع :  بحار الانوار ، ج 98 ، ص 109  

ابو عبدالله (ع) :

به راستی که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پیش از آنکه مکه را حرم قرار دهد .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 267  

امام رضا (ع) :

ای دعبل ! برای حسین بن علی علیه السلام مرثیه بگو ، چرا که تا زنده ای تو یاور و ستایشگر مایی ، پس تا می توانی ، ازیاری ما کوتاهی مکن .
منبع :  جامع احادیث الشیعه ، ج 12 ، ص 567  

امام صادق (ع) :

امام زین العابدین (ع) بیست سال ( به یاد عاشورا ) گریست و هرگز طعامی پیش روی او نمی گذاشتند مگر اینکه گریه می کرد .
منبع :  بحار الانوار ، ج 46 ، ص 108  

امام صادق (ع) :

نزد هر کس که از ما ( و مظلومیت ما ) یاد شود و چشمانش پر از اشک شود ، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام می کند .
منبع :  بحار الانوار ، ج 44 ، ص 285  

امام صادق (ع) :

کسی که ( در عزای حسین ) بگرید یا دیگری را بگریاند و یا آنکه خود را به حالت اندوه عزا درآورد بهشت بر او واجب است.
منبع :  جلاء العیون ، ص 463  

امام صادق (ع) :

برترین تربت زمین ، تربت سید الشهداء است .
منبع :  جواهر الکلام ، ج 8 ، ص 437  

ابی جعفر (ع) :

چهار هزار ملک ، آشفته و غم آلود تا روز قیامت بر او می گریند .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 113  

ابی جعفر (ع) :

انس و جن و پرندگان و وحوش ( حیوانات خشکی ) بر حسین بن علی (ع) گریستند به حدی که اشک از چشمانشان جاری گشت .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 100  

امام صادق (ع) :

کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید ، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبر را در آغوش خویش گرفته است .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 269  

ابی عبدالله (ع) :

آسمان یک سال بعد از شهادت حسین (ع) و یحیی بن زکریا سرخ گشت ، و این گریه اش بود .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 129

ابی عبدالله الصادق (ع) :

پس از کشته شدن حسین بن علی (ع) ، چهل روز از آسمان خاک سرخ بارید .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 130  

ابی جعفر (ع) :

هر مؤمنی که در سوگ حسین (ع) اشک از دیده ریزد ، به حدی که بر گونه اش جاری گردد ، خداوند او را سالیان سال در غرفه های بهشت مسکن می دهد .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 165

ابوعبدالله (ع) :

حسین (ع) را زیارت کنید و به او جفا روا مدارید ، زیرا که او سرور جوانان بهشت از میان خلایق و سید شهیدان است .
منبع :  کامل الزیارات ، ص 181
برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, احادیث محرم, عاشورا از کلام معصومین
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

اهمیت زیارت عاشورا / علت اهمیت زیارت عاشورا و فواید آن چیست؟

درباره زیارت حضرت سیدالشهدا روایات فراوانی وجود دارد1 و در خصوص زیارت عاشورای معروف، احادیث متعددی از امام باقر علیه‏السلام و امام صادق علیه‏السلام نقل شده است.2 امام باقر علیه‏السلام این زیارت را به یکی از اصحابش به نام «علقمة بن محمد حضری» آموزش داده است.

از آن جا که زیارت، نوعی اعلام موضع و مشخص کردن خط فکری است و آثار سازنده عجیبی دارد، آن چه به عنوان متن زیارتی خوانده می‏شود، از نظر محتوا و جهت‏دهی، از حساسیتی ویژه برخوردار است. به همین جهت، ائمه علیهم‏السلام با آموختن نحوه زیارت به یاران خود، به این عمل سازنده جهت و غنای بیشتری بخشیده‏اند؛ به گونه‏ای که زیارت‏نامه‏های رسیده از معصومان علیهم‏السلام - مانند زیارت جامعه کبیره، عاشورا، آل یاسین و ناحیه مقدسه - گنجینه‏ای از تعالیم و آموزش‏های عالی آنان است.

زیارت عاشورا - که از تعالیم امام باقر علیه‏السلام است - به سبب آثار سازنده فردی و اجتماعی و بیان مواضع فکری و عقیدتی شیعه و نشانه گرفتن خط انحراف، اهمیت ویژه‏ای دارد. شماری از دستاوردهای این زیارت عبارت است از:

1. ایجاد پیوند معنوی با خاندان عصمت و تشدید علاقه و محبت به آنان

این محبت موجب می‏شود که زائر، آن بزرگان را الگوی خویش سازد و در جهت همسویی فکری و عملی با آنان بکوشد؛ همچنان که در قسمتی از زیارت، از خدا می‏خواهد که زندگی و مرگش را یک‏سره همانند آنان قرار دهد؛ «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد».

از آن جا که این محبت به خاطر خداوند است - و خاندان عصمت از آن جهت که‏الهی و منسوب به اویند، محبوب واقع شده‏اند - مایه تقّرب به خداوند است. در قسمتی از این زیارت چنین می‏خوانیم: «اللهم انی اتقرب الیک بالموالاة لنبیک و آل نبیک».

2. پیدایش روحیه ظلم ستیزی در زائر

تکرار لعن و نفرین بر ستم‏گران در این زیارت، موجب پیدایش روحیه ظلم‏ستیزی در زائر می‏شود. او با اعلام برائت و نفرت از ستم‏گران و ابراز محبت به پیروان حق و دوستان خاندان عصمت، پایه‏های ایمان دینی خود را مستحکم می‏کند. مگر ایمان چیزی جز حب و بغض در راه خداست؛ «هل الایمان الاّ الحب و البغض»؟ موءمن واقعی در برابر ستم، بی‏موضع نیست؛ از ستم‏گر نفرت و انزجار آشکاری دارد و با مظلوم و جبهه حق، اعلام همراهی می‏کند؛ «یا اباعبدالله! انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم».

3. دوری جستن از خط انحراف

در این زیارت، ریشه‏های ظلم هدف قرار می‏گیرد؛ «فلعن الله امةً اسّست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن الله امة دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتّبکم الله فیها». ستمی که در عاشورا تحقق یافت، در قلب تاریخ ستم ریشه دارد. این ظلم، یک حلقه از حلقه‏های ستمی است که با انحراف مسیر اصیل خلافت آغاز شد.

4. الهام گرفتن، درس آموختن و الگو قرار دادن اسوه‏های هدایت

در این زیارت آمده است: «فاسئل الله الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفة اولیائکم و رزقنی البرائة من اعدائکم، ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرة و ان یثبّت لی عندکم قدم صدق فی الدنیا و الاخرة». زائر پس از آن که به حق معرفت پیدا کرد و ستم و ستم‏گر را شناخت و از آنان دوری جست، با ثبات قدم در مکتب خاندان عصمت و پیروی عملی از آنان، خود را در مسیر سعادت دنیا و آخرت قرار می‏دهد؛ یعنی، اسوه‏ها و الگوهای هدایت را - که از سوی خداوند منصوب شده‏اند - سرمشق خود قرار می‏دهد و همگامی با آنان را می‏طلبد.

5. ترویج روحیه شهادت‏طلبی و ایثار و فداکاری در راه خدا.

6. احیای مکتب و راه و هدف خاندان عصمت.

پی‏نوشت

1. ابن قولویه، کامل الزیارات، ص180.

2. مجلسی، بحارالانوار، ج101، ص290؛ سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص38؛ شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص 538، 542 و 547 .


برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, فواید زیارت عاشورا, اهمیت زیارت عاشورا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

ردیف

نام فایل

حجم فایل

دانلود

۱

زیارت عاشورا با صدای حاج حسن خلج

Mb 3.75

دانلود

۲

ترجمه زیارت عاشورا 

36.7 Kb

دانلود

۳

متن زیارت عاشورا همراه با ترجمه 

112 Kb

دانلود

۴

متن زیارت عاشورا برای موبایل

5.13 Kb

دانلود

زیارت عاشورا با صدای :

زیارت عاشورا (ارضی)

زیارت عاشورا (سماواتی)

زیارت عاشورا (حدادیان)

زیارت عاشورا (خلج)

زیارت عاشورا (منصوری)

زیارت عاشورا (کریمی)

دعای توسل (سازگار)

زیارت عاشورا (حبیبی)

زیارت عاشورا (سازور)

زیارت عاشورا (طاهری)

زیارت عاشورا (آهنگران)


این برنامه متن کامل زیارت عاشورا برای گوشی های موبایل می باشد. فرمت این برنامه جاوا و پسوند فایل نصبی Jar می باشد و می توانید آن را بر روی کلیه گوشی های جاوا و سیمبین نصب کنید. برای مرور دعا هم می توانید از کلیدهای جهت نما استفاده کنید و هم از کلیدهای 2 و 4 و 6 و 8 . برنامه کمی سنگین است و در اجرای اولیه لود شدن آن کمی طول می کشد. محیط برنامه و متن دعا و خط دعا بسیار زیبا طراحی شده است. عکسی از متن زیارت را می توانید در تصویر بزرگ برنامه ببینید.

منبع : تبیان


برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, ترجمه زيارت عاشورا, نرم افزار زيارت عاشورا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

ابو عبد اللّه حسين بن على بن ابى طالب(ع)، امام سوم از ائمه اثنى عشر(ع)و پنجمين معصوم از چهارده معصوم(ع)است .فرزند دوم على بن ابى طالب(ع) و حضرت فاطمه(ع)در سوم شعبان سال چهارم هجرى در مدينه منوره به دنيا آمد.مدت حملش را شش ماه و ده روز نوشته‏اند.تفاوت سن او با برادر بزرگترش امام حسن(ع)كمتر از يك سال بود.
پس از تولدش بشارت به رسول اكرم(ص)بردند و حضرت شادمانه به ديدار فرزند و فرزندزاده خود شتافت، در گوش راست نوزاد اذان و در گوش چپش اقامه گفت و نام او را با اشتقاق از نام حسن(ع)»حسين«(يعنى حسن كوچك)-كه تا آن زمان در عرف عرب سابقه نداشت-نهاد.روز هفتم ولادتش گوسفندى عقيقه كرد و فرمود موى سرش را برچينند و هم وزن آن نقره صدقه دهند.
پيامبر اكرم(ص)او را پسر و پاره تن خود، گل خوش بوى خويش و سيد جوانان اهل بهشت خواند.او را بر دوش خود سوار مى‏ كرد و به سينه خود مى‏چسبانيد و دهان و گلوى او را مى‏بوسيد و محبوبترين انسانها نزد اهل آسمانهايش معرفى مى‏كرد.
ائمه اهل سنت به اسناد متعدد روايت كرده‏اند كه رسول اللّه(ص) از شهادت و مشهد امام حسين(ع)خبر داد و نصرت او را واجب و قاتلانش را لعنت كرد.(اسد الغابة، 123، 349)حسين را از خود و خود را از حسين دانسته و فرمود: خدايا دوست بدار هر كه حسين را دوست بدارد.(صحيح ترمذى، 307/2)
عمر شريفش، 57 سال بود كه 7 سال آن در آغوش رسول اللّه(ص)، 30 سال در زمان امامت پدر و بقيه را در صحبت برادر يا در مقام امامت بود.كنيه‏اش ابو عبد اللّه و مشهورترين لقب پس از شهادتش سيد الشهداء مى‏ باشد.سجع خاتمهاى شريفش»لكل أجل كتاب«، »حسبى اللّه«و»إن اللّه بالغ أمره«بود.از او شش پسر و سه دختر به وجود آمدند كه سه پسرش در كربلا شهيد شدند و يكى از پسرانش على اوسط زين العابدين(ع) امام چهارم شيعيان است.
حسين(ع) چراغ هدايت و كشتى نجات و سالار شهيدان و ثاراللّه(كسى كه خونخواه او خدا است)مى ‏باشد، در تربت پاكش شفا و در زير قبه‏اش استجابت دعا و در زيارت قبر مطهرش ثواب بسيار روزى مى ‏شود.امام احمد بن حنبل روايت كرده است كه حسين(ع) فرمود: هر كس در مصيبت من حتى يك بار اشك بريزد خداى عز و جل بهشت را روزى او خواهد فرمود.

قيام آن حضرت بر ضد يزيد بن معاويه و امتناع از بيعت با يزيد، كه او را به هيچ وجه شايسته خلافت مسلمين نمى ‏دانست و مقاومت بى‏مانند او و يارانش در برابر سپاه يزيد و سر فرود نياوردن او به ننگ تسليم و استقبال او از شهادت در راه عقيده خود و در راه اسلام، برنامه حكومت آل ابى ‏سفيان را كه انقراض اسلام و باز گردانيدن آثار جاهليت بود نابود كرد و او را از برجسته‏ترين چهره‏هاى دينى و سياسى تاريخ اسلام نمود.
شيعيان قدر فداكارى بى‏ نظير او را در راه آرمانهاى اسلام بخوبى شناخته‏اند و ياد او را چنان گرامى مى‏ دارند كه در هيچيك از اديان و مذاهب عالم سابقه ندارد.عزادارى امام حسين(ع)و شهداى كربلا كه در سرتاسر سال بطور عموم و در ايام محرم بطور خاص در ميان شيعيان مرسوم است، به صورت رمزى براى اقامه شعائر دين و زنده نگاهداشتن شور و شوق عميق مذهبى و تمثل و مقاومت در برابر ظلم ظالمان و سرپيچى از حكم حكام جور زمان درآمده است.
شيعيان با اقامه مراسم سوگوارى بر سيد الشهداء(ع)در حقيقت از بى‏عدالتى و زورگويى نفرت مى ‏جويند و انزجار خود را از گردنكشان زمانه اظهار مى‏دارند و اشكشان بر فضيلت و تقوا و فداكارى در راه اعتقاد و لعنتشان بر رذيلت و فسق و پايمال ساختن حقوق ضعيفان است و اين تولى و تبرى را به صورت قالبى دينى و عبادى درآورده‏اند و با اين مراسم و با اين اشكها در حقيقت درخت تقوا را آبيارى مى‏كنند و آن را بارور مى ‏سازند و مهمتر از همه آنكه دين را به صورت نهادى سياسى كه سر فرود نياوردن در مقابل سلطه جويان جهان و سر فرود آوردن در برابر حكومت عدل الهى باشد در مى‏آورند.
شيعيان علاوه بر آنكه حسين(ع)را»رحمت واسعه الهى«و»باب نجات امت«مى‏دانند حكومتهاى جابر جهان را به مبارزه مى‏طلبند و عمل حسين(ع)و يارانش را سرمشق كوشش در راه عدالت و آزادى و استقلال و»اباى از ضيم«مى ‏شمارند.شهادت امام حسين(ع)حماسه شرف و فضيلت و درس ايمان و استقامت و مثل اعلاى فداكارى و حميت در راه كسب خشنودى خداوند است.
به قول ماربين فيلسوف آلمانى در كتاب سياست اسلامى حركت امام حسين از مكه به كربلا با زنان و فرزندان و استقبال از مرگ تذكارى خونين براى شيعيان بود تا از بنى اميه انتقام بگيرند.هم او گويد: تاريخ كسى را سراغ ندارد كه خود و عزيزترين كسان خود را براى احقاق حق به كام مرگ فرستد جز حسين كبير آن يگانه مردى كه دانست چگونه دولت عظيم و وسيع بنى اميه را متلاشى كند و اركان سلطنت ايشان را فرو ريزد.حادثه طف سرّ بقاى اسلام و موجب درخشندگى و تداوم تاريخ اين شريعت مقدس گرديده است.
شيخ محسن حويزى آل ابى الحب در قصيده غراى حائريه خود به همين مفهوم اديبانه(از قول امام)اشاره مى ‏كند كه:
إن كان دين محمد لم يستقم إلا بقتلي يا سيوف خذيني
اگر دين محمد جز با كشته شدن من استقامت خود را نمى ‏يابد اى شمشيرها مرا فرا گيريد.
از بعضى اخبار و روايات برمى‏ آيد كه امام حسين(ع)از صلح برادر خود امام حسن(ع)با معاويه راضى نبود ولى به احترام اينكه او برادر بزرگتر است اعتراضى نكرد.اما اين معنى از نظر مسأله امامت در اعتقادات شيعه درست نمى ‏آيد، زيرا بنا به اعتقاد شيعه امام مفترض الطاعه است و اقوال و افعال او بر حسب مصالح امت و خواست الهى صورت مى ‏گيرد و به عبارت ديگر امام معصوم و برى از خطا است و از اين رو مستوجب اعتراض نيست.
بنا به اخبار و روايات موجود امام حسين(ع)پس از وفات برادرش تا زمانى كه معاويه زنده بود، در ظاهر مخالفتى با معاويه نكرد زيرا بر حسب ظاهر و بنا بر مصلحت با معاويه بيعت كرده بود و اين بيعت اگر چه به معنى شناختن او به عنوان خليفه مسلمين نبود اما به اين معنى بود كه امام در ظاهر مخالفتى با او ندارد و نمى‏ خواهد بر ضد او قيام كند.
امام اين بيعت ظاهرى و صورى را نمى ‏خواست نقض كند و آن را به صلاح امت نمى ‏دانست.ولى اين امر به معنى موافقت و رضايت آن حضرت با اعمال خلاف حق و خلاف اسلام معاويه نبود، اعمالى از قبيل استلحاق زياد بن ابيه ، كشتن حجر بن عدى كه مردى مسلمان و متقى بود، ناسزاگويى و جسارت او به مقام حضرت امير(ع)، بيعت گرفتن براى پسرش يزيد و صرف بى‏ محابا و بى ‏حساب اموال مسلمين در راه مقاصد سياسى خود.
هنگامى كه معاويه در سال 56 ه.ق. تصميم گرفت كه پسرش يزيد را جانشين خود سازد و در زمان حيات خود براى او از مردم بيعت بگيرد تا مخالفى برايش نماند، از جمله كسانى كه بيعت ايشان بسيار مهم شمرده مى‏ شد، امام حسين(ع)و عبد اللّه بن زبير و عبد الّه بن عمر بودند.اين اشخاص در موقعيتى قرار داشتند كه محل توجه عموم و در نظر عامه شايسته وصول به مقام خلافت بودند.
هيچ يك از اين سه تن از پيشنهاد معاويه براى بيعت با يزيد استقبال نكردند و به همين جهت معاويه در سفرى كه به مكه و مدينه نمود ابتدا روى خوشى به ايشان نشان نداد اما بعد در ظاهر ايشان را بگرمى پذيرفت و در باطن تهديد كرد كه اگر در هنگام اعلام جانشينى يزيد اظهار مخالفت كنند كشته خواهند شد.با اين تهديد اين سه تن خاموش ماندند بى ‏آنكه اظهار موافقت يا مخالفتى كرده باشند.
معاويه در سال شصت هجرى از دنيا رفت و پسرش يزيد تصميم گرفت كه از اين سه تن كه در نظر مردم مدعيان خلافت بودند براى خلافت خود بيعت بگيرد و به وليد بن عتبة بن ابى سفيان حاكم مدينه نوشت تا به زور از اين سه تن بيعت بگيرد.
وليد نتوانست از ايشان بيعت بگيرد و امام و عبد اللّه بن زبير تصميم گرفتند كه از مدينه بيرون بروند و به مكه پناه ببرند زيرا مكه به دستور قرآن نبايد محل فسوق و جدال باشد و هر كس وارد آن شد بايد در امان باشد.به گفته طبرى امام حسين(ع)شب يكشنبه دو روز مانده به آخر ماه رجب سال شصت هجرى از مدينه بيرون شد و بسوى مكه به راه افتاد.فرزندان و برادران و اولاد برادران و تمام اهل بيتش با او همراهى كردند بجز محمد حنفيه كه در مدينه ماند.
سفر امام پنج روز طول كشيد و روز سوم شعبان وارد مكه شد.امام حسين(ع)در مكه مورد توجه عموم قرار گرفت و شخصيت والاى او شخصيت عبد اللّه بن زبير را تحت الشعاع قرار داد چنانكه عبد اللّه بن زبير ناچار شد هر روز با مردم ديگر نزد امام برود.
جماعتى از شيعيان و هواخواهان حضرت على(ع)در كوفه پس از شنيدن خبر مرگ معاويه در منزل سليمان بن صرد خزاعى گرد آمدند و نامه‏اى به امام حسين(ع)نوشتند كه در آن پس از اظهار خوشحالى از مرگ معاويه اظهار داشتند كه امامى ندارند و منتظر قدوم او به كوفه هستند تا شايد خداوند به وسيله او مردم را به دور حق جمع كند.پس از اين نامه، نامه‏ هاى ديگرى هم نوشتند و رسولانى فرستادند و امام را به حركت به سوى كوفه ترغيب كردند.
امام حسين(ع) در پاسخ نامه‏هاى ايشان نامه‏اى نوشت و پسر عم خود مسلم بن عقيل را فرستاد تا از وضع كوفه و احوال مردم آگاهى دهد و اگر اوضاع را مطابق نامه‏ ها و پيغامهايشان يافت او را خبر دهد تا او نيز بسوى ايشان حركت كند.
چون مسلم بن عقيل به كوفه رسيد، مردم زيادى در ابتدا با او بيعت كردند و والى كوفه از طرف يزيد كه نعمان بن بشير نام داشت بر او سخت نگرفت. مسلم به امام حسين(ع)نامه نوشت و گفت كه هر چه زودتر به سمت كوفه حركت كند.هواداران بنى اميه نامه‏اى به يزيد نوشتند و او را از ضعف و سستى نعمان بن بشير در برابر مسلم و اتباع او آگاهى دادند.يزيد پس از مشورت با سرجون كه از موالى معاويه بود، عبيد اللّه بن زياد والى بصره را مأمور كوفه كرد و دستور داد كه مسلم را تعقيب كند تا آنكه يا او را از شهر بيرون كند و يا به قتلش برساند.
عبيد اللّه بن زياد بيدرنگ روانه كوفه گرديد و به تنهايى وارد آن شهر شد و زمام حكومت را به دست گرفت و مردم را با وعده و وعيد به خود جلب كرد.مسلم سرانجام در روز هشتم يا نهم ذى الحجه سال شصت در كوفه خروج كرد و دار الاماره را محاصره كرد.اما اشراف كوفه و رؤساى قبايل كه دل با عبيد اللّه داشتند، افراد طوايف خود را از پيروى از مسلم بر حذر داشتند و در اين كار موفق شدند، چنانكه مسلم تنها ماند و به تفصيلى كه در كتب تاريخ مذكور است گرفتار و كشته شد.
امام حسين(ع)پيش از آنكه از خبر قتل مسلم آگاه گردد عازم خروج از مكه و حركت به سوى كوفه گرديد.عده‏اى از بزرگان قوم از جمله عبد اللّه بن عباس او را اندرز دادند كه در مكه بماند و به كوفه كه مردم آن قابل اطمينان نيستند نرود و حتى عبد اللّه بن عباس پيشنهاد كرد كه بجاى كوفه به يمن برود و از آنجا داعيان و مبلغان خود را به اطراف بفرستد ولى امام هيچ يك از اين پيشنهادها را نپذيرفت و در حركت بسوى كوفه جازم و مصمم ماند.
در اينجا اين سؤال پيش مى‏آيد كه مگر امام با آن همه سابقه و آگاهى كه خود از نزديك به احوال مردم كوفه داشت، خطر غدر و نفاق كوفيان را پيش بينى نمى‏كرد؟
پاسخ آن است كه قطع نظر از مسأله امامت در نظر شيعه كه به موجب آن امام از عواقب امور آگاه‏تر و بصيرتر از مردم ديگر است، امام حسين(ع)حتما عواقب خروج خود را از مكه و رفتنش را به ميان مردم كوفه تصور مى‏ كرد و بهتر از ديگران مى‏ دانست كه چگونه مردم كوفه پدر او را در برابر معاويه تقويت نكردند و چگونه برادرش را تنها گذاشتند و نزديك بود كه او را تسليم معاويه كنند.بنابر اين نامه‏هاى مردم كوفه او را اغفال نمى ‏كرد.او مى‏دانست كه مردم كوفه مى ‏توانستند از حجر بن عدى و ديگران حمايت كنند و حكومت زياد بن ابيه را گردن ننهند و سب امام على(ع) را بر بالاى منابر تحمل نكنند.امام مى ‏دانست كه كوفيان ممكن است به وعده خود وفا نكنند و او را تنها بگذارند.پس چرا به نامه‏ هاى ايشان پاسخ مثبت داد و به مذاكرات ياران و نزديكان خود توجه نكرد و با پاى خود بسوى قتلگاه شتافت؟
پاسخ آن است كه امام حسين(ع)نمى ‏توانست حكومت يزيد بن معاويه را بر مسلمين تحمل كند، چه او را اصلا شايسته خلافت نمى ‏دانست و اطاعت از مردى را كه روزگارش در لهو و لعب و شكار مى‏گذشت و حتى به فسق مشهور بود جايز نمى‏دانست.اشتهار يزيد به فسق چنان بود كه حتى عبيد اللّه بن زياد نيز به آن اقرار داشت.
هنگامى كه يزيد او را در سال 63 مأمور كرد كه به مدينه برود و عبد اللّه بن زبير را در مكه محاصره كند، عبيد اللّه از اين مأموريت سر باز زد و گفت نه! من براى اين فاسق(يعنى يزيد)دو چيز را با هم جمع نمى ‏كنم: قتل حسين فرزند رسول خدا و تاختن به كعبه، و از اين مأموريت عذر خواست.عبد اللّه بن زبير نيز پس از شنيدن شهادت سيد الشهداء(ع) سخنانى ايراد كرد و در ضمن آن گفت: »حسين(ع) كسى نبود كه قرآن را به غناء بدل سازد و گريه از ترس خدا را به حداء(نوعى آواز)مبدل كند و شرب خمر را جانشين روزه و شكار را جايگزين مجالس ذكر خداوند كند«.مقصود ابن زبير كنايه به يزيد بن معاويه و فسوق او بود(كامل، ابن اثير، 98/4، 112)و نيز رسيدن يزيد به مسند خلافت بر خلاف اصول مقرر در اسلام بود و معاويه در حيات خود با زور و تطميع براى او بيعت گرفته بود.خلافت مسلمانان امرى مهم است كه به اعتقاد شيعه بايستى به نص رسول الله (ص)يا امام معصوم(ع)باشد و به اعتقاد اهل سنت بايستى به انتخاب اهل حل و عقد مسلمانان، و از روى اختيار و آزادى باشد و هيچ يك از اين شرايط در خلافت يزيد حاصل نشده بود و اين كار معاويه راه را براى روش سلطنتى و امپراطورى كه در آن حكومت از راه ارث است نه شايستگى، باز مى‏كرد كه بر خلاف اصول و مبانى اسلامى بود.
نيز امام خود را به حق شايسته ‏تر از همه كس براى مقام خلافت مى ‏ديد و نامه‏هاى كوفيان، با آنكه قابل اطمينان نبود، براى او تكليفى شرعى ايجاد مى‏كرد تا با تمام قوا در راه انجاز مقاصد اسلامى بكوشد و هر گونه تعلل را در اين كار مخالف اين وظيفه و تكليف شرعى خود مى‏ دانست.
باز اين سئوال پيش مى ‏آيد كه اگر امام مى ‏دانست خروج او از مكه و رفتنش به كوفه خطرناك است و به اغلب احتمالات موجب قتل و شهادت او خواهد گرديد چرا خود را به مهلكه انداخت؟
در پاسخ بايد گفت كه امام با اين عمل خود مى‏خواست راه فداكارى و»اباى از ضيم«و نرفتن زير بار زور و نيز دفاع از حقيقت و پافشارى در راه عقيده را به ديگران بياموزد.اگر امام اين كار را نمى‏كرد و سر به اطاعت يزيد فرود مى‏آورد و پاسخ نامه ‏هاى كوفيان را نمى ‏داد، چگونه مى‏ توانست سربلند و با افتخار در ميان مردم زندگى كند و در جواب مردمى كه او را نمونه تقوا و مثل اعلاى يك فرد اسلامى مى‏دانستند چه مى‏گفت؟
پس امام مى‏دانست كه كشته خواهد شد و ترجيح داد كه اين امر در بيرون كعبه و مكه صورت گيرد تا توهين و هتك حرمتى به خانه خدا وارد نيايد و حرمت قرآن و اسلام محفوظ بماند.
باز هم سؤالى پيش مى‏آيد كه چرا امام مطابق اندرز عبد اللّه بن عباس به يمن نرفت كه مردم آنجا لااقل سابقه غدر و عهد شكنى نداشتند.پاسخ آن است كه امام مى ‏خواست مخالفت خود را با حكومت جور بنى‏اميه آشكارا بر جهانيان معلوم دارد و اين امر در عراق كه بزرگترين مركز تجمع اسلامى بود و شهرهاى بزرگ كوفه و بصره در آن قرار داشتند بهتر ميسر بود تا در يمن كه دور از مراكز اسلامى بود.
ابن زياد پس از قتل مسلم(ع)مرزهاى عراق را با حجاز بست و فرستاده‏هاى ديگر امام را در كوفه گرفت و كشت و سپاهى را براى گرفتن و كشتن امام حسين(ع)و اصحاب او آماده ساخت.چون خبر شهادت مسلم(ع)و ساير فرستادگان در راه كوفه به گوش امام رسيد روى به همراهان خود كرد و فرمود تا هر كه مى خواهد برگردد و او ايشان را از عهد و ميثاقى كه با او بسته بودند آزاد مى‏ كند.
بسيارى از همراهان او پراكنده شدند و فقط ياران و اهل بيت او كه از مكه با او همراه بودند باقى ماندند.
در بطن عقبه، مردى عرب به او رسيد و او را سوگند داد كه برگردد زيرا اين راهى كه ميرود بسوى شمشيرها و سر نيزه‏ها است.اگر مردمى كه به او نامه نوشته بودند راه را براى او باز مى‏كردند و امر را براى او آماده مى‏ساختند رفتن او وجهى داشت اما اكنون كه اين وضع پيش آمده است رفتن او صلاح نيست.حضرت در پاسخ فرمود: »آنچه تو گفتى بر من پوشيده نيست ولى كسى نمى ‏تواند بر امر خدا غالب شود«.آنگاه از آن محل دور شد.
در منزلى به نام»شراف«، حر بن يزيد رياحى با هزار نفر از سوى حصين بن نمير تميمى كه مأمور حفاظت مرزهاى عراق بود رسيد و گفت مأمور است تا او را پيش عبيد اللّه بن زياد ببرد.امام به او سخت پرخاش كرد و حر گفت او مأمور جنگ نيست و فقط مأمور است كه او را به كوفه ببرد.حضرت خطبه‏اى ايراد فرمود و خود را شناسانيد و نامه‏هاى كوفيان را يادآورى كرد و غدر و نفاق ايشان را متذكر شد و تأكيد فرمود كه يزيد و اتباع او از شيطان اطاعت مى ‏كنند و فساد را آشكار كرده و حدود الهى را به حال تعطيل درآورده‏اند و حرام خدا را حلال و حلال او را حرام ساخته‏اند و قيام او و آمدنش از مكه براى همين امر است.در اين ميان چهار تن از كوفه رسيدند و خبر آوردند كه اشراف كوفه با گرفتن پول و رشوه به مخالفت با امام و موافقت با يزيد برخاسته‏اند و مردم ديگر اگر چه دلهايشان با امام حسين(ع)است اما شمشيرهايشان بسوى او آخته است. نيز خبر آوردند كه قيس بن مسهر فرستاده امام به قتل رسيده است.
البته امام با آنكه خبر شهادت مسلم را شنيده بو باز عازم كوفه بود و شايد اميد مى ‏داشت كه با رفتن او به كوفه هواخواهانش قيام كنند و حكومت ابن زياد را سرنگون سازند.اما با آمدن حر بر ايشان مسلم گرديد كه ابن زياد بر اوضاع مسلط شده است و هواخواهان واقعى او در كوفه بسيار اندك هستند و در حالت اختفا بسر مى ‏برند.به همين جهت از رفتن به كوفه منصرف شد و مى‏خواست به مدينه باز گردد كه حر مانع او گرديد.در اين ميان قاصدى از ابن زياد رسيد كه امام حسين(ع)را در تنگنا بگذارد و او را در فضايى باز كه حصن و پناهگاه و آب نداشته باشد فرود بياورد تا امر بعدى او برسد.
امام بناچار روز پنجشنبه دوم محرم سال شصت و يك هجرى در محلى به نام كربلا فرود آمد و فرداى آن روز عمر بن سعد بن ابى وقاص با چهار هزار تن از سوى عبيد اللّه بن زياد رسيد و مأمور بود كه از امام حسين(ع)براى يزيد بيعت بگيرد.امام حسين(ع)پيشنهاد كرد كه راه را براى او باز بگذارند تا به مدينه باز گردد يا جاى ديگر برود.عمر بن سعد اين پيشنهاد را به ابن زياد فرستاد و او مى‏خواست بپذيرد ولى شمر بن ذى الجوشن مانع شد و گفت اگر امام حسين(ع)را رها كنند نيرو خواهد گرفت و گرفتن بيعت از او ممكن نخواهد شد.
ابن زياد پس از شنيدن سخنان شمر نامه‏اى به عمر بن سعد نوشت و گفت امام حسين(ع)يا بايد تسليم شود و يا كشته شود.فاجعه كربلا از اينجا آغاز مى‏گردد.امام حسين(ع)سر تسليم فرود نياورد و به ياران خود اختيار داد كه شبانه او را ترك كنند و او را تنها بگذارند زيرا او تسليم نخواهد شد و به قتل خواهد رسيد و از اين رو نمى ‏خواهد كه اصحاب به سرنوشت او دچار شوند.اما اصحاب و خويشان او همچنان وفادار ماندند و با دليرى بى‏ مانندى از او دفاع كردند و جان خود را در راه او باختند.شرح شجاعت و جنگ سرسختانه سيدالشهداء(ع)و اصحابش را مى‏توان در تاريخ طبرى(وقايع سال 61 هجرى)ملاحظه كرد.
دفاع دليرانه امام (ع) حيرت انگيز بود.شخصى به نام عبد اللّه بن عمار كه شاهد عينى ماجرا بوده مى‏گويد نديدم مردى كه فرزندان و اهل بيت و يارانش كشته شده باشند، قويتر و مطمئنتر و دليرتر از حسين بن على(ع) كه پيادگان دشمن مانند گوسفند از پيش او مى‏گريختند.اين شجاعت را بازماندگان او نيز از خود نشان دادند و در برابر كسانى كه ايشان را اسير كردند و در مجلس ابن زياد و يزيد - با اينكه در حال اسارت بودند - قوت نفس بى ‏مانندى از خود نشان دادند. نمونه كامل اين قدرتِ اراده و تسلط بر نفس و عدم تسليم، در وجود حضرت زينب (ع)متجلى شد كه پايدارى و سخنان تند و سخت او در برابر ابن زياد معروف است.
عبد اللّه بن زبير با اينكه خود را رقيب امام حسين (ع)مى‏ديد و با اهل بيت رسول الله(ص) عداوت خاصى داشت چون خبر شهادت او را شنيد گفت: »اگر چه خداوند كسى را آگاه نمى‏ كند كه كشته خواهد شد امام حسين مرگ شرافتمندانه را بر زندگى پست ترجيح داد...آنها كسى را كشتند كه طول شب را نماز مى ‏خواند و روزها را روزه مى ‏گرفت و در امر خلافت از آنها سزاوارتر بود و در دين و فضيلت بر ايشان برترى داشت.(تاريخ طبرى، 366/2)
شهادت حضرت سيد الشهداء(ع)و برادران و برادرزادگان و فرزندان و اصحاب بزرگوار او روز دهم ماه محرم سال شصت و يك هجرى رخ داد.زنان و كودكان خاندان رسالت همه به اسارت كوفيان درآمدند.خيمه‏ هاى آنها را آتش زدند و بر جنازه شهدا اسب تاختند و سرهاى شهيدان را از تن‏ها جدا و بر نيزه‏ها كردند.سر امام(ع) را سنان بن انس يا شمر بن ذى الجوشن از تن جدا كرده با سرهاى شهداى ديگر به كوفه نزد عبيد اللّه بن زياد برد.
اعراب بنى اسد بعد از پايان جنگ كربلا تن‏هاى بي‏ سر شهدا را دفن كردند.درباره مدفن سر امام به يقين نمى ‏توان اظهار عقيده كرد، در دمشق و مصر و كربلا مشاهدى به نام»رأس الحسين«زيارتگاه شيعيان است.
حسين بن على(ع)به حكم رسول اللّه(ص)و وصيت برادرش حسن(ع)از روز پنج شنبه 28 صفر سال 50 ه.ق. بعد از شهادت برادر به امامت رسيد و حدود 11 سال اين وظيفه خطير را عهده‏ دار بود.تربت پاكش زيارتگاه شيعيان جهان و ذكر مصيبات و گريه بر مظلوميتش پاك كننده گناهان است.مزار امام حسين(ع)را نخستين بار اعراب بنى اسد مشخص نمودند و پس از آن بارها دستخوش تبديل و تغيير و تخريب و تعمير گرديد تا به سال 767ه.ق. در عهد سلطان اويس ايلخان بناى فعلى روضه مطهره حسينى ساخته شد.

منابع
مقاتل الطالبيين، 51، 52
ارشاد، شيخ مفيد، 24/2، 137


فصول المهمه، ابن صباغ مالكى، 170، 200
اعلام الورى باعلام الهدى، امين الاسلام طبرسى، 213، 251
خصائص نسائى، 122، 124
تاريخ بغداد، 204/2
ذخائر العقبى
محب الدين طبرى
مستدرك الصحيحين، 290/2
تهذيب التهذيب، 354/2


برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, احادیث محرم, زندگینامه امام حسین
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت 

فقيه زاهد عادل مرحوم شيخ جواد بن شيخ مشكور عرب كه از اجله علما و فقهاى نجف اشرف و مرجع تقليد جمعى از شيعيان عراق بوده و نيز از ائمه جماعت صحن مطهر بوده است در سال 1337 در حدود نود سالگى وفات نموده و در جوار پدرش و در يكى از حجره هاى صحن مطهر مدفون گرديد.
آن مرحوم در شب 26 ماه صفر 1336 در نجف اشرف در خواب حضرت عزرائيل ملك الموت را مى بيند، پس از سلام از او مى پرسد از كجا مى آيى ؟ مى فرمايد از شيراز و روح ميرزا ابراهيم محلاتى را قبض كردم .
شيخ مى پرسد:
روح او در برزخ در چه حالى است ؟
مى فرمايد:
در بهترين حالات و در بهترين باغهاى عالم برزخ و خداوند هزار ملك موكل او كرده است كه فرمان او را مى برند. گفتم براى چه عملى از اعمال به چنين مقامى رسيده است ؟ آيا براى مقام علمى و تدريس و تربيت شاگرد؟
فرمود: نه .
گفتم : براى نماز جماعت و رساندن احكام به مردم ؟
فرمود: نه .
گفتم : پس براى چه ؟
فرمود: براى خواندن زيارت عاشورا (مرحوم ميرزاى محلاتى سى سال آخر عمرش زيارت عاشورا را ترك نكرد و هر روز كه به سبب بيمارى يا امر ديگر نمى توانست بخواند نايب مى گرفته است ).
و چون شيخ مرحوم از خواب بيدار مى شود فردا به منزل آيت اللّه ميرزا محمد تقى شيرازى مى رود و خواب خود را براى ايشان نقل مى كند.
مرحوم ميرزا محمد تقى گريه مى كند، از ايشان سبب گريه را مى پرسند مى فرمايد:
ميرزاى محلاتى از دنيا رفت و استوانه فقه بود. به ايشان گفتند: شيخ خوابى ديده و واقعيت آن معلوم نيست . ميرزا مى فرمايد: بلى خواب است اما خواب شيخ مشكور است نه افراد عادى . فرداى آن روز تلگراف فوت ميرزاى محلاتى از شيراز به نجف اشرف مى رسد و صدق رؤ ياى شيخ مشكور آشكار مى گردد.
اين داستان را جمعى از فضلاى نجف اشرف كه از مرحوم آيت اللّه سيد عبدالهادى شيرازى شنيده بودند كه ايشان در منزل مرحوم ميرزا محمد تقى هنگام ورود شيخ مرحوم و نقل رؤ ياى خود حاضر بودند نقل كردند و نيز دانشمند گرامى جناب حاج صدر الدين محلاتى فرزند زاده آن مرحوم از شيخ مرحوم ، اين داستان را شنيده اند.

برچسب‌ها: عاشورا, زیارت عاشورا, کربلا, احادیث محرم, اهميّت زيارت عاشورا
+ نوشته شده در  ساعت   توسط دوستار اهل بیت